📚💐🪷🌷میراث علمی حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها{10}🌷🪷💐
دوستان عزیز و بزرگوار سلام عليكم صبح شما بخیر طاعات و عبادات تان قبول باشد ان شاءالله،
ضمن عرض تسلیت و تعزیت ایام فاطمیه،
ادامه میدهیم بخش دیگری از مبحث{*میراث علمی حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا*سلام الله علیها}را
👈گزیده اى از مصحف حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا(علیها السلام)👇
١١ . حارثه بن قدامه مى گوید👇
سلمان از عمّار روایت کرده که گفت دوست دارى خبرى شگفت آور به تو بدهم؟
گفتم: آرى نقل کن؛
عمّار گفت: بسیار خوب; روزى شاهد بودم حضرت امیرالمؤمنین على(علیه السلام) بر فاطمه زهرا(علیها السلام) وارد شدند، وقتى چشم زهرا سلام الله علیها به حضرت على عليه السلام افتاد او را صدا زد و اظهار داشت👇
نزدیک بیا، تا تو را در جریان حوادث رخ داده و رخ دادنى ها، و آن چه رخ نداده، تا قیامت و روز رستاخیز، قرار دهم .
عمّار مى گوید: دیدم امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به عقب برگشت و من نیز عقب رفتم و آن گاه امیرالمؤمنین على(علیه السلام) خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) رسید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین على(علیه السلام) فرمودند👇
ابو الحسن نزدیک بیا، وقتى امیر المؤمنین(علیه السلام) نزدیک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رفتند و در جاى خود آرام گرفتند رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین على(علیه السلام) فرمود👇
تو سخن آغاز مى کنى یا من سخن بگویم؟ امیرالمؤمنین على(علیه السلام) عرضه داشتن👇
سخن شنیدن از شما دلپذیرتر است،
رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمودند👇
گویى دیدم بر فاطمه وارد شدى و او با تو چنین و چنان سخن گفت و تو از نزد وى بازگشتى و پیش من آمدى،امیرالمؤمنین على(علیه السلام)[با تعجّب] عرض کرد: اى رسول خدا! آیا نور فاطمه نیز از نور ماست؟
پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمودند👇
مگر نمى دانستى؟
و سپس امیرالمؤمنین على(علیه السلام) به پاس این فضیلت سجده شکر به جاآورد.
عمّار گفت:
امیر المؤمنین(علیه السلام) از خانه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بیرون آمد و من نیز با او خارج شدم و بر فاطمه زهرا علیهاالسلام وارد شد و فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز خدمت امیرالمؤمنین على(علیه السلام) رسید و به او اظهار داشت👇
گویى خدمت پدرم رسیدى و آن چه را به تو گفته بودم به وى بازگو کردى؟
امام(علیه السلام)فرمودند👈آرى; فاطمه جان
سپس فاطمه زهرا(علیها السلام) بیان داشت👇
ابو الحسن! آگاه باش! خداى متعال نور مرا که آفرید آن نور خداى عزّ وجلّ را تسبیح مى گفت، سپس آن را در درختى از درختان بهشت به ودیعت نهاد و آن درخت نورانى شد و آن گاه که پدرم وارد بهشت شد، خداى متعال به او الهام فرمود میوه آن درخت را بچین و تناول نما و پدرم این کار را انجام داد و بدین ترتیب، خداوند مرا در صلب پدرم به ودیعت نهاد و سپس به مادرم خدیجه دخت خویلد مُنتقل ساخت و من از او متولد شدم،
بنا بر این، من از آن نور هستم. از این رو، از آن چه بوده و هست و هنوز به وجود نیامده آگاهم، اى ابو الحسن! مؤمن به وسیله نور خداى متعال مىنگرد و نظاره مى کند. [۱۹]
👆بحث ادامه دارد 👈👈👈👈👈
_______________________
[۱۹]– عوالم المعارف و مستدرکات آن ۱۱/ ۷۰۶٫ به نقل از «اللؤألؤه المثنیه» از شیخ محمد بن محمد بن احمد جنتی داغستانی/ ۲۱۷، چاپ مصر، سال ۱۳۰۶٫
👈التماس دعا دارم 🤲