💠هرروزیک آیه ترجمه و تحلیل می شود💠
🍃🌸 بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم🌸🍃
.... /عطا بىنظير است، چون كوثر است؛ سوره بىنظير است، چون كوچكترين سوره قرآن است و الفاظ بىنظيرند، چون كلمات «اعطينا»، «الْكَوْثَرَ»، «صلِ»، «انْحَرْ»، «شانِئَكَ» و «ابتر» تنها در اين سوره به كار رفته و در هيچ كجاى قرآن شبيه ندارد.
هر زخم زبان و كلامى وزنى دارد. به شخص پيامبر اكرم توهينها شد، كلماتى از قبيل مجنون، شاعر، كاهن و ساحر به او گفتند و به ياران او نيز توهينها شد تا آنجا كه گفتند: اين بيچارگان را از خود دور كن تا ما دور تو جمع شويم. براى هيچ كدام سوره اى مستقل نازل نشد، امّا در نسبت ابتر دادن يك سوره نازل شد كه خير كثير به تو عطا كرديم و دشمن تو ابتر است و اين به خاطر آن است كه جسارت به شخص و ياران قابل تحمّل است، امّا جسارت به راه و مكتب كه او ابتر و راه او گذرا و بىآينده است، قابل تحمّل نيست.
جلد 10 - صفحه 616
گاهى جسارت برخاسته از لغوگويى است كه بايد با كرامت از كنارش گذشت. «إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً»
گاهى جسارت به خاطر جوّ فاسد و دوستان ناباب است، كه بايد از آنان اعراض كرد. «إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ» «1»
امّا گاهى جسارت به مكتب و رهبر است، آن هم از سوى افراد سرشناس و سياسى كه بايد جواب سخت به آن داده شود. «إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» همان گونه كه منافقان از روى غرور مىگفتند: آيا ما مثل افراد بى خرد به پيامبر ايمان بياوريم. «أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ» قرآن، جسارت اينگونه افراد را چنين پاسخ مىدهد: «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ» «2» آنان خود بىخردند ولى نمىدانند!
شتر در قرآن، هم در بحث توحيد مطرح شده است: «أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ» «3» هم در مورد مقدّمات قيامت نام آن آمده است، «وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ» «4» هم در احكام و شعائر حج مطرح شده است، «وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها» «5» و هم مورد قربانى و كمكرسانى به جامعه قرار گرفته است. «وَ انْحَرْ»
بر اساس روايات، مراد از «وَ انْحَرْ» آن است كه به هنگام گفتن تكبيرها در نماز، دستان تا مقابل گودى زير گلو كه محلّ نحر است، بالا آورده شود كه اين زينت نماز است. «6»
بر اساس روايات، آن دشمن كينهتوزى كه به پيامبر اكرم جسارت كرد و او را ابتر خواند، پدر عمرو عاص بود.
خداوند هم سبب ساز است هم سبب سوز. او مىتواند از يك فاطمه كوثر بيافريند و مىتواند افرادى را كه پسران رشيد دارند به فراموشى بسپارد.
او مىتواند دريا را با زدن عصاى موسى خشك، «اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ» «7» و با زدن همان عصا به سنگ، دوازده چشمه جارى سازد. «و اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ» «8»
🌺پیام ها:
1⃣- خداوند به وعدههاى خود عمل مىكند. در سوره ضحى، خداوند وعدهى عطا به پيامبر داده بود: «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى» «1» پروردگارت در آينده عطائى خواهد كرد كه تو راضى شوى. در اين سوره مىفرمايد: ما به آن وعده عمل كرديم. «إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ»
2⃣- فرزند و نسل عطيّه الهى است. «إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ»
3⃣- نعمتها حتّى براى پيامبر اسلام مسئوليّتآور است. «أَعْطَيْناكَ ... فَصَلِّ»
4⃣- در قرآن به نماز يا سجده شكر سفارش شده است. «فَصَلِّ»
تشكّر بايد فورى باشد. «فَصَلِّ» (حرف فاء براى تسريع است)
6⃣- نوع تشكّر را بايد از خدا بياموزيم. «فَصَلِّ»
7⃣- در نعمتها و شادىها خداوند را فراموش نكنيم. «أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ»
8⃣- آنچه مىتواند به عنوان تشكّر از كوثر قرار گيرد، نماز است. «فَصَلِّ»
(نماز جامعترين و كاملترين نوع عبادت است كه در آن هم قلب بايد حضور داشته باشد با قصد قربت و هم زبان با تلاوت حمد و سوره و هم بدن با ركوع و سجود. مسح سر و پا نيز شايد اشاره به آن باشد كه انسان از سر تا پا بنده اوست. در نماز بلندترين نقطه بدن كه پيشانى است، روزى سى و چهار بار بر زمين ساييده مىشود تا در انسان تكبّرى باقى نماند. حضرت زهرا عليها السلام در خطبه معروف خود فرمود: فلسفه و دليل نماز پاك شدن روح از تكبر است.
«تنزيهاً لكم من الكبر»)
9⃣- دستورات دينى، مطابق عقل و فطرت است. عقل تشكّر از نعمت را لازم
مىداند، دين هم به همان فرمان مىدهد. «فَصَلِّ لِرَبِّكَ»
🔟 چون عطا از اوست: «إِنَّا أَعْطَيْناكَ» تشكّر هم بايد براى او باشد. «فَصَلِّ لِرَبِّكَ»
11💧قربانى كردن، يكى از راههاى تشكّر از نعمتهاى الهى است. (زيرا محرومان به نوايى مىرسند.) «وَ انْحَرْ»
12💧 هر كه بامش بيش برفش بيشتر.
#ادامه_ے_تفسیر_سوره_کوثر
🌷
#ادامه_دارد. .
🍃🌺
@Laylatolghadrnoor
با لمس روی گل های یالای پست به مطالعه دیروز.. .