✅تازه ترین اثر گروه فلسفه سیاسی منتشر شد
❎زبان مشروطهخواهی با نیروی یكسانكننده و هیجانساز خود، ائتلافی از گروههای متفاوت پدید آورد و گروههایی با دنیای زندگی و افق فکری متفاوت را به كنش معطوف به اصلاح در قواعد نظم سلطانی وادار کرد؛ اما بهتدریج نیروهای آن تقلیل یافت. تقلیل نیروها ناشی از ابهام و سیالیت واژهها بود که اتاق بصری در سخن مشروطه را با اختلال روبرو ساخت.
⬅️ در پرتو اشكال زندگی و منطقهای متفاوت، فهمها و سازماندهیهای مفهومی و بیانهای ناهمگون در مورد سیاست پدیدار شد؛ نیز اندیشه سیاسی آشفته آشکار و تعارضات در حوزه عمل جلوهگر شد و بهتدریج استبداد رضاخانی میداندار گردید.
⬅️در مقدمه کتاب می خوانیم:
عصر مشروطيت ايران و انديشههاي آن هرگز فراموش نخواهد شد، چون لحظهها و انديشههاي بزرگ يك ملت زنده و بالنده از حافظه تاريخي و پايدار آن زدوده شدني نيست. هويت يك ملت آنگاه تداوم مييابد كه به خاطرات خطير خود بازگشتي مستمر داشته باشد. بازگشت بدون پژوهش انتقادي امّا خطرناك است. «رهيافت سخن مشروطه» به نهضت مشروطه و انديشههاي سياسي و دولت برآمده از آن، نگاهي انتقادي دارد و براي نشان دادن اين كه چرا مشروطه متني پر ابهام و سخني ناتمام است اين گزاره را پيش ميكشد؛ سرشت و سرنوشت سياست و دولت در عصر مشروطه در پرتو نيروهاي مضمون در زبان مشروطه خواهي رقم خورده است.
💠 اين گمانه در پرتو التفات چشم ذهن به نيروهاي مندرج در زبان است. بر اين اساس رهيافت سخن مشروطه، به عنوان ابزاري جهت بازنمايي توزيع نيروهاي زبان در يك فضا به استخدام درآمده است. اين رهيافت برخوردار از آنچنان ظرافتها و ظرفيتهايي است كه باواردکردن پارهای ازملاحظات ميتواند رهيافت «مشروطه به مثابه سخن» را از جهات گوناگوني از جمله «نظريه مبنا» و «سلسله واژگان» و «تورمفهومی» و «شبكه معنایی» و«سیستم دال ومدلول» و «روش شناسي» و «ماشین استدلال » مددرساند.
⬅️ در پرتو اين رهيافت است كه امكان نشان دادن نيروي يكسان ساز و شور آفرين در زبان مشروطه فراهم آمده و همين رهيافت چنان ذرهبين ديد وسونگري چشم ذهن را تقويت كرده تا بتوان نيروي تخريبگر مندرج در ابهام زبان مشروطه خواهي را مشاهده كرد. تغيير جهت بررسيها و حركت از سمت زبان به سوي انديشه و عمل، اين امكان را فراهم كرده تا چالشهاي در حوزه انديشه سياسي مشروطه و تعارضات در فضاي عملياتي آن، در پرتو ابهام زبان مشروطه خواهي توصيف شود.
⏹زبان مشروطه خواهي در پرتو تلاقي دو بازي زباني مدرنيته غربي و سنت اسلامي ايراني، از طريق حاشيه تمدني، دچار ابهام شده است. اين ابهام در عصر مشروطه به نقطه اوج رسيده است. در نتيجه زبان مشروطه خواهي در پرتو نيروي يكسان كنندة خود، ائتلافي از گروههاي با جهان زندگی وفرهنگ و شكل زندگي ودلبسنگی های متفاوت را برقرار نموده، و از طريق نيروي هيجانساز، آنان را به كنش معطوف به اصلاح در قواعد نظم سلطاني، وادار نموده است. اما به تدريج نيروهاي آن تقليل يافته است. از آنجائيكه اين زبان با شكل زندگي و حشر و نشر گروههاي انساني عصر مشروطه ضرب آهنگ واحدي نداشته به زودي نيروي يكسان كنندة خود را از دست داده است.
♈️مكانيسم تقليل نيروها از آنجا شروع شده كه واژههاي مربوط به سخن مشروطه سيال گرديده و بدون توجه به بستر شكلگيري آنها تفسير شدهاند. سياليت واژهها، اتاق بصري در سخن مشروطه را با اختلال روبرو نموده است. در پرتو اشكال زندگي متفاوت و به تبع آن منطقهاي متفاوت، فهم و سازمان دهی مفهومی وبیان ها درمورد سیاست و قدرت رادر راستاهای گوناگونی قرارداده و در نتيجه انديشه سياسي آشفته گرديده است. آشفتهگي در انديشه سياسي،به نوبه خود در قالب تعارضات حوز عمل متبلورونمودار شده است.
در پرتو این ناسازها و اختلالات،نوعی تعارض در دل نهادهاي مربوط به سخن مشروطه پديد آمده است. ابهام زبان مشروطه خواه آشفتگيهاي در حوزه اتاق بصري و تعارضات و خشونتهاي در فضاي عيني و واقعيت سياست، در نهايت سخن مشروطه را كه از فشارهاي ناشي از «بازي بزرگ» بيبهره نبوده است، از درون دچار فروپاشي نموده است. اين فروپاشي در همه ابعاد و اضلاع سخن مشروطه پديدآمده است. و در نهايت به ضد خودمبدل شده واز درون ان استبداد رضاخان سر بر آورده است.
⬅️اين پژوهش طي ده فصل سامان مييابد. پس از ورود به فضای مفاهیم ومقولات پژوهش که در فصل اول تعبیه شده وارد فضای گزاره پردازی درفصول پس از ان می شویم .
⬅️فصل دوم آغاز ميشود تا الگويي در مورد تحليل رابطه زبان و انديشه سياسي و دولت ارائه دهد،وهمچنین نحوه كاربست چارچوب را در مورد نظام انديشه سياسي و دولت در عصر مشروطه نشان دهد. قهراً تمام ملزومات براي اين كاربست از قبيل، نظريه مبنا، روش شناسي و مفاهيم، فراهم ميشود و قالب كلي این فصل با عنوان، چارچوب نظري: «بازي زباني» و «نظام مشروطه» شكل ميگيرد.