♻️ ترجمه فیضالاسلام: از نامههاى آن حضرت عليه السّلام است بعبداللّه ابن عبّاس (كه از جانب آن بزرگوار حكمفرماى بصره بود) بعد از كشته شدن محمّد ابن ابى بكر در مصر (نوشته و او را از شهادت محمّد و تسلّط عمرو ابن عاص و لشگر معاويه بر مصر آگاه مىسازد):
(۱) پس از ستايش خدا و درود بر حضرت مصطفى، مصر را فتح كردند (لشگر معاويه آنرا گرفتند) و محمّد ابن ابى بكر كه خدايش بيامرزد شهيد شد، از خدا مزد و پاداش او را مىخواهيم كه براى ما فرزندى خير انديش و مهربان، و كار گردانى رنج كشيده، و شمشيرى برّنده، و ستونى جلوگيرنده بود (محمّد ربيب يعنى پسر زن امام عليه السّلام بود، چون مادرش اسماء دختر عميس خثعميّه است[ و او خواهر ميمونه زوجۀ پيغمبر و خواهر لبابه مادر فضل و عبد اللّه زوجۀ عبّاس ابن عبدالمطّلب مىباشد] و از زنان هجرت كنندۀ به حبشه بود، در آن هنگام زوجۀ جعفر ابن ابى طالب بود كه در حبشه محمّد و عبد اللّه و عون پسران جعفر را زائيد، و به همراهى جعفر به مدينه بازگشت و پس از شهادت جعفر در جنگ مؤته، ابوبكر اسماء را به همسرى خويش برگزيد و محمّد از او پيدا شد؛ پس از وفات ابوبكر اميرالمؤمنين عليه السّلام او را گرفت و يحيى ابن علىّ از او است، خلاصه چون محمّد را امام عليه السّلام تربيت نموده بود او را فرزند مىخواند، چنانكه در شرح سخن شصت و هفتم گذشت)
(۲) و من مردم را به رفتن سوى او ترغيب نموده بر مىانگيختم، و بيارى او پيش از كشته شدنش امر مىنمودم، و ايشان را پنهان و آشكار (براى كمك باو) مىخواندم، و نه يك بار بلكه دوباره دعوت خود را از سر گرفته باز آنرا آغاز مىكردم؛ پس بعضى از آنان با نگرانى و بىميلى مىآمدند، و برخى به دروغ بهانه مىآوردند، و گروهى نشسته بىاعتنا بودند.
(۳) از خدا مىخواهم كه مرا از ايشان بزودى نجات داده رها سازد كه بخدا سوگند اگر نمىبود آرزوى من به شهادت (كشته شدن در راه خدا) هنگام ملاقات با دشمنم، و دل به مرگ نمىنهادم هر آينه نمىخواستم يك روز با اينان بمانم، و نه هرگز با آنها روبرو شوم (زيرا با چنين مردمى فيروزى بر دشمن ممكن نيست؛ پس ناچار با آنها زندگانى ميكنم تا اگر فيروزى نيافته
#شهادت و كشته شدن در راه خدا را دريابم).
╭───
│ 🌐
@Mabaheeth
╰──────────