به نـام خــدای مهربـــان
"آدمِ پیش از روایت انسان نیستم"
بارها شنیده بودم "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا".
این جمله را از همان کودکی در هیئت ها شنیده بودم. بارها از زبان سخنران های مسجد هم. اما هیچ وقت نفهمیده بودمش. هیچ وقت راز آنکه هر روز عاشورا باشد و هر زمین کربلا را نفهمیده بودم. تا آنکه در 19سالگی کتابی از شهید آوینی خواندم. کتاب از همان شروع تا پایان درباره این بود که اصلا این گزاره یعنی چه. جزء به جزء اش را توضیح می داد، حقیقتش را فاش می کرد و راز پشت پرده ی آنرا برای من،انسانِ امروز رو می کرد.
من بعد از خواندن آن کتاب ۱۲۰ صفحه ای، دیگر هربار که کسی می گوید "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" تنم می لرزد و یاد حرف های شهید آوینی می افتم و وظیفه ای که به گردنم است. من اینبار نه کلمات این گزاره که حقیقتش را پیش رویم می بینم...
روایت انسان با دانسته های من کاری کرد که آن روز فتح خون با من کرد. همه ی چیزهایی که تا پیش از آن از انسان شنیده بودم را یکبار برایم بازخوانی کرد، مثل یک معلم دلسوز دستم را گرفت، درست را نشانم داد، زیر غلط هایم خط کشید و بعد خودکار را به خودم داد تا ادامه بدهم. روایت انسان چراغ شد برای من، چراغ شد که میان شنیده هایم، میان پیچیدگی حق و باطل گم نشوم.
من داستان ابراهیم را نشنیدم که فقط از تاریخش آگاه باشم، من شنیدم که یکبار از اول موحد شوم.
من داستان هبوط آدم و حوا به زمین را نشنیدم که فقط قصه ای بشنوم و سرگرم شوم، من هبوط آدم را شنیدم تا برسم به اسماء متبرکی که واسطه ی توبه اش شدند. من ...
حالا اگر جایی به آیه ی شیطان برسم تنم می لرزد و یاد لشکریان شیطان می افتم. حالا دیگر وقت وسوسه شدن خنده ام می گیرد از بچه شیطان هایی که می خواهند گولم بزنند. حالا دیگر وقتی داستان موسی را برای دخترم می خوانم بیشتر از آنکه از موسی بگویم از خواهر او می گویم، از مادرش و از آسیه.
حالا من به آدمِ پیش از شنیدن روایت انسان و آدم بعد از شنیدن آن تبدیل شده ام...
_نجمه حسنیه_
#روایت_انسان
⬇️ما را اینجا ببینید⬇️
https://eitaa.com/joinchat/1894908056C0ba2af25e5