. افتاده دلم یاد شب و روز مدینه سوزم همه دم یاد غم و سوز مدینه یا حضرت صادق(۳) خفته به بقیع جمله ی گلهای پیمبر سوزد ز غم داغ بقیع شیعه ی حیدر یا حضرت صادق یک گل بود از باغ بقیع حضرت صادق نجل علی و فاطمه وشمس حقایق یا حضرت صادق پنهان بود از دیدِ همه قدر رفیعش سوزانده قلوب همه را خاک بقیعش یا حضرت صادق او شیخ الائمه بود وهستی زهرا باشد گل گلزار نبی بر همه مولا یا حضرت صادق بر او ز ستم در همه دم ظلم و جفا شد در شهر مدینه ز غمش کرب و بلا شد یا حضرت صادق خاکم به سر از این همه ظلم وستم دون چون فاطمه گشته به مدینه دل او خون یا حضرت صادق با آنکه بود او گل دین ،ماه مدینه دشمن زده بر خانه ی او آتش کینه یا حضرت صادق ششم ولی خالق وکی بوده سزایش در نیمه ی شب ریخته دشمن به سرایش یا حضرت صادق از کینه ی شان پرده ی حرمت بدریدند سجاده دل شب ز زیر پاش کشیدند یا حضرت صادق چون جد غریبت علی از جور زمانه دستان تو را بسته و بردندز خانه یا حضرت صادق از این همه آزارِ شما، طفل تو لرزید بر اشک حسین، دشمن پرکینه بخندید یا حضرت صادق خون کرد دلت را به جهان قوم پلیدی اما به روی نی سر خود را تو ندیدی یاحضرت صادق گرچه دل شب پرده ی حرمت بدریدند اما سر تو از بدن تونبریدند یا حضرت صادق زخم دل تو از ستم و کینه نمک خورد در کرب و بلا دختر جد تو کتک خورد یا حضرت صادق آمد ز ستم‌های عدو جان تو بر لب اما تو ندیدی جگرش خون شده زینب یا حضرت صادق تشییع تو شد بر روی دوش همه یاران تشییع حسین شد به زیر سم ستوران یا حضرت صادق پر پر شدی از ظلم و ستم چون گل لاله اما تو ندیدی دل شب دفن سه ساله یا حضرت صادق .