هیئت خانوادگی چند روز به محرم مونده بود. حسین گفت: مامان خیلی دوست دارم محرم تو خونه‌مون مراسم داشته باشیم. 🏴 گفتم: آخه امسال ما اصلا برنامه‌ریزی نکردیم، نمی‌دونم میشه یا نه؟ 🗓📝 گفت: برنامه‌ریزی نمی‌خواد، فقط خودمون باشیم. من زیارت عاشورا می‌خونم. فاطمه هم گفت: منم قصه عاشورایی تعریف می‌کنم. علی گفت خوب من چه‌کار کنم؟ گفتم: شما هم مسئول تدارکات و پذیرایی باش. ☕️🫖 با همّت بچه‌ها پارچه‌های مشکی رو از بالای کمد آوردم. 🏴🏴 اتاقشون رو سیاه پوش کردن. میز تحریر و صندلی‌شون رو پارچه‌ی سیاه انداختند و قرار روضه‌مون شد ساعت ۱۱ صبح. سال های قبل هم ساعت ۱۱ قرار داشتیم با موبایلم زیارت عاشورا می‌ذاشتم و بعدش چای یا شربت می‌اوردیم. همین قدر ساده ... 🍀🍀🍀 کانال مادران شریف ایران زمین @madaran_sharif