سادگیِ مورد پسند با اینکه از صبح بچه‌ها را به کلاس برده بودم و خسته بودم، اما می‌دانستم که باید به این روضه بروم. «روضه‌های مادرانه» ساده و بی‌تکلف‌اند؛ جایی که آدم می‌تواند به راحتی نظرش را در بیانات‌خوانی بدهد و نقد و نظرهای دوستان را بشنود. در این جلسات، بچه‌ها بدون نگرانی از اخم پیرزن‌ها، آزادانه بازی می‌کنند و در میان گفتگوهای مادرها، به این‌سو و آن‌سو می‌دوند. پس همین‌طور با بچه‌ها راهی شدیم. کتیبه‌های "یا رقیه" روی دیوار خانه، گواه ارادت زینب‌خانم (میزبان عزیز) به دختر اباعبدالله(ع) بود. بچه‌ها سرگرم بازی شدند و مادرها، سوره‌ی فتح را برای پیروزی جبهه مقاومت، جمع‌خوانی کردند. وقتی پیام امام خامنه‌ای را می‌خواندیم، ذوق‌زده بودم. با اینکه پیش‌تر پیام را خوانده بودم، اما این‌بار در جمع دوستان هم‌فکر، کلماتش بیشتر به جانم می‌نشست. «ملت شگفتی‌ساز»؛ به به! رهبرمان ما را تشویق‌ کرده است و حماسه‌ی بدرقه‌ی آقای شهید را «جلوه‌ی بعثت» ما می‌دانند. آن جایی که به توصیه‌ی رهبرمان درباره‌ی «وحدت» رسیدیم، بحث‌ها گل کرد. یکی از دوستان، کلیدواژه‌های وحدت و بصیرت را از بیانات امام شهید جست‌وجو کرده بود و برایمان خواند؛ کلام آقای شهید، چون چراغی، ابهامات بحث را روشن کرد.