کریم آل الله (ع) کریم باشی و تنها و بی سپاه و غریب! چه گویم از غمِ تو ، ای امامِ صبر و شکیب؟ شنیده ایم ز غربت، به خویش پیچیدی ز ماجرای زمین خوردنی که تو دیدی شبیهِ آنچه تو دیدی، کسی گمان نبرَد خدا کند که کسی، مادرش زمین نخورد به پیشِ چشم تو مادر ز خصم، سیلی خورد ز دستِ دشمنِ دین، یاس رنگ نیلی خورد شنیده ایم نگاهت به کوچه حیران ماند از آن به بعد دو چشمت همیشه گریان ماند نَه آن وقارِ عجیبِ ز خانه آمدنت نَه این شکستِ غریبانۀ عصا شدنت از آن زمان جگرت پاره پاره شد، اما تو هیچ دَم نزدی از غمِ دلت آقا دلت ز سودۀ الماس پاره پاره نشد که قاتلِ تو بجز خونِ گوشواره نشد در آن میانه به فکرت، حجابِ مادر بود کبودیِ رُخِ او ، چون نقابِ مادر بود همیشه خاطره ای تلخ، کرده اَت شاکی هماره در نظرت ماند، چادرِ خاکی دگر ندید علی، چهره ای ز محرمِ خویش دگر نشد که شود، هم کلامِ همدمِ خویش از آن به بعد همه ماجرا، نهانی ماند و غربتِ تو به اذنِ خدا جهانی ماند نَه هفت مرتبه زهرِ جفا ترا کُشته هزار مرتبه درد و بلا ترا کُشته تویی غریب و گرفتار، یا حسین شهید؟ تویی بدونِ علمدار، یا حسین شهید؟ غریب حسین، که همچون حسن ز دستش رفت غریب حسین، که حتی کفن ز دستش رفت محمود ژولیده ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯