#تورق_کتاب
در تاریخ دوم آوریل ۱۹۸۲، آرژانتین
#جزایر_فالکلندز که بازمانده ای از حکومت استعماری بریتانیا در سواحل آن کشور بود را تصرف کرد؛ جزایری که حفظ و پاسداری از آنها که هزارها کیلومتر از بریتانیا فاصله داشت برای
#بریتانیا پرهزینه بود و برای آرژانتین هم فایده چندانی نداشت، هرچند که وجود یک پست دیده بانی بریتانیایی در آبهای آرژانتین، توهینی به
#غرور_ملی آرژانتینی ها تلقی میشد...
وقتی خبر رسید که آرژانتین مدعی این جزایر شده است،
#تاچر تشخیص داد که این موقعیت آخرین فرصت وی برای زیر و رو کردن بخت و اقبال سیاسیاش است و در حالی که قبل از آن به دلیل بی اهمیت بودن این جزایر، کمک های مالی بریتانیا به آنها را قطع و بودجه نیروی دریایی را به میزان عمده ای کاهش داده بود، بی درنگ حال و هوای
#جنگ به خود گرفت...
با ستایش "روحیه فالکلندی" و غالب شدن ذهنیت
#وطن_پرستی در بریتانیا، عملاً فریادهای "این هرزه (یعنی مارگارت تاچر) را بیندازید توی فاضلاب" فروکش کرد و تیشرت هایی که روی آنها چاپ شده بود "چوب توی آستین نظامیان کودتاچی"، به سرعت فروش رفت؛ با پیروزی در جنگی که در آن ۲۲۵ سرباز انگلیسی و ۶۵۵ آرژانتینی جان باختند، بریتانیایی ها نخست وزیرشان را به عنوان یک "قهرمان جنگی" ستودند، و نام
#زن_آهنین که پیش از آن بر وی نهاده بودند، از ناسزا به تمجید بدل شد و راه برای پیروزی قاطعانه وی در انتخابات سال بعد هموار شد...
بعد از آن وقتی در سال ۱۹۸۴
#معدنچیان دست به اعتصاب زدند، تاچر صف آرایی کارگران در مقابل دولتش را استمرار جنگ با آرژانتین عنوان کرد و اعلام داشت که "در جنگ فالکلندز باید با
#دشمن_خارجی می جنگیدیم و اکنون مجبوریم با
#دشمن_داخلی بجنگیم که به اندازه همان دشمن خارجی، تهدیدی برای آزادی های ماست"؛ اینگونه بود که هرجا لازم میدید نیروی کاملی را علیه اعتصاب کنندگان به کار میگرفت و اقدامات سرکوب گرانهی دولت خود را برای افکارعمومی موجه جلوه میداد....
📚 دکترین شوک، ظهور سرمایه داری فاجعه محور
✍ نائومی کلاین
@mahdi_ghasemzadeh