و از جمعبندي اينگونه جلسات و مذاكرات بود كه در نهايت استراتژي و دكترين آمریکا در رابطه با ايران شكل ميگرفت و به مورد اجرا گذاشته ميشد. با اين توضيح كه مباحث مطروحه در اينگونه سمينارها و جلسات اساساً بر پايه اطلاعات و گزارشاتي بود كه از سوي مأموران و نمايندگي سيا و سفارت آمریکا در تهران تهيه و ارسال شده بود. براي نمونه سازمان مركزي سيا در آمریکا در نامهاي كه در 27 ارديبهشت 1356 / 17 مه 1977 براي سفارت آمریکا در تهران ميفرستد سرفصلهاي مورد نياز اطلاعاتي وزارت امور خارجه و سيا در مورد ايران را تعيين كرده و تقاضا ميكند آن سفارت به ياري مأموران سيا در تهران اطلاعات خواسته شده را با مطالعه در موارد اطلاع داده شده براي مركز ارسال دارند. مطابق با اين سرفصل ها، در خصوص موضوعات مهمي از جمله موارد ذيل اطلاعات مورد نياز از سفارت آمریکا درخواست ميشود؛ سياست هاي دراز مدت شاه، چگونگي اخذ تصميمات در مورد مسايل اساسي سياسي، ملي، امنيتي و اقتصادي، برنامههاي رشد اقتصادي، طرح هاي مربوط به توسعه اتمي و قابليت هاي نيروهاي مسلح سلطنتي ايران.[3]
نکته مهم در مورد ارتباط سيا با سفارت آمریکا آن است که از ميان سفيران آمریکا در تهران حداقل سه تن پيش از انتصاب به اين مقام در سازمان سيا عضويت داشتند كه از آن ميان "ريچارد هلمز" مشهورترين آنهاست. وي تا ژوئن 1977 / 1355 ش. مقام سفارتش را در تهران حفظ كرد. در دوران وي بود كه علاوه بر گسترش فعاليتهاي سيا در موارد مختلف کشورمان، سفارت آمریکا در تهران نيز نقش بسيار برجستهاي در گسترش روابط ايران و آمریکا بر عهده گرفت. حضور و فعاليت گستردة مأموران سيا در پوششهاي مختلف سياسي- ديپلماتيك در سفارت آمریکا در تهران و نيز حضور چهرههاي برجسته سيا به عنوان سفير و كاردار و نظاير آن در ايران اين فرضيه را سخت قوت ميبخشد كه مسائل اطلاعاتي- امنيتي و جاسوسي در روابط ايران و آمریکا جايگاه بيبديلي داشت. منصور رفيعزاده آخرين نماينده ساواك در آمریکا تأكيد دارد كه سفارت آمریکا در تهران در درجه اول به عنوان پايگاهي براي انجام فعاليتهاي جاسوسي- اطلاعاتي سيا در ايران انجام وظيفه ميكرده است.[4]
در اسناد و مدارك بر جاي مانده از لانه جاسوسی آمریکا در تهران اسامي و مشخصات افراد پر شماري ذكر شده است كه با سفارت در تماس دائمي بودند و اخبار و اطلاعات ارزشمندي را از حوزه فعاليت خود در اختيار آنان قرار ميدادند. برخي از مهمترين فعالان سياسي مخالف، روشنفكران، اساتيد و مديران دانشگاهها، رجال و كارگزاران دولتي و حكومتي در زمره اين افراد بودند. سفارت آمریکا در تهران و نيز سيا در موارد متعدد با كمترين مشكل اطلاعات ذيقيمت قابل توجهي از اين منابع و رابطين خود به دست ميآوردند. بسياري از كساني كه در آمریکا تحصيلات عاليه خود را پشت سر گذارده بودند، روابط نزديكتري با سفارت و نمايندگان پيدا و پنهان سيا در تهران و ساير نقاط كشور داشتند.[5] در يك مورد سفارت آمریکا در تهران از مهدي هروي نام ميبرد كه "مأموران گوناگون سفارت با او آشنايي" تامي داشتند. او كه تحصيلات دانشگاهياش را در آمریکا انجام داده بود در اوايل سال 1975 به عنوان مشاور با نمايندگان آمریکا در سومين كنگره حزب ايران نوين كار ميكرد و بعدها پس از تأسيس حزب رستاخيز اين مهم را در حزب جديد بر عهده گرفت و روابط اطلاعاتياش را با سفارت كماكان حفظ نمود.[6]
سفارت آمریکا در تهران تا پايان دوران سلطنت محمدرضا شاه كماكان از حضور و وجود فعال اين رابطين و خبررسانان سود ميبرد و حكومت ايران و نيز ساواك هم هيچگاه مانعي بر سر راه اين ارتباطات كه چندان پنهان هم نبود ايجاد نكردند. نکته ديگر در مورد فعاليتهاي سفارت آمریکا در ايران به دخالت اين مرکز در برخي تصميمات کشور در دوره پهلوي مربوط ميشود تا جاييکه در ماههاي پاياني حکومت پهلوي سوليوان سفير آمریکا به اين نتيجه رسيده بود كه لازم است به رهبران مخالفين براي مشاركت در امور ايران، نقشي وسيعتر از آنچه شاه آمادگياش را داشته است، واگذار شود و بر همين اساس شاپور بختيار که تحصيلكرده غرب بود مسئوليت نخستوزيري را پذيرفت.
در دوره پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز لانه جاسوسی تا قبل از تسخیر آن توسط دانشجويان بهعنوان مرکز اصلي جاسوسي و طراحي توطئههاي آمریکا بود. بهعنوان مثال اسناد به دست آمده از لانه جاسوسي نشان ميدهد که سفارت آمریکا تمرکز خاصي روي موضوع قوميتها بهويژه موضوع کردستان داشت و اطلاعات زيادي را در مورد امکان خيزش قومي در اين منطقه به واشنگتن ارسال ميکرد.[7]
از طرف ديگر افسران سازمان سیا با استفاده از شرایط نابسامان بعد از انقلاب و درهم ریختگى و نامشخص بودن حوزه مسئولیتها كه نتیجه طبیعى هر انقلابى است، سعى كردند تا با نفوذ در مناطق كلیدى و حساس انقلاب اسلامى از تعمیق و گسترش هر چه بیشتر آن جلوگیرى نمایند. سفارت