۱۱۲۰ از پس داغ تو دل من بر نمیاد از تنی که می‌بینم اکبر در نمیاد هر کی اومد نیزه رو جسمت کاشت بی هوا قسمتی از جسمتو دیدم رو نیزه ها (رونیزه ها) حال من رو ببین راه میرم‌و می خورم زمین عصای پیری من حالا صدو ده تیکه‌ست روی زمین بغض دشمن فقط بوده تنها سر اسم‌تو برا گندم ری کوفیا قدّ گندم کردن جسمتو **** با تماشای تو خون دل خوردم علی تورو از بس که شمرده‌ام مُردم علی بجونت افتادن با مقراض زنها علی اینجا بود که جسمت شد ارباً اربا علی(ای وای علی) لرزید اعضای من پیکرته جلو پای من برای زدنت کوفیا یه کوچه واکردن، وای من بابات از پا فتاد به دلم کوفی داغی نهاد پسر سعد با خنده همش پسراشو نشونم میداد @mahmud_asadi_shaegh135