ابن عباس از عمر ابن خطاب نقل میکند در يكى از روزها من، «ابو بكر»، «ابو عبيدة» و چندين تن از اصحاب، تصميم داشتيم به ملاقات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شرفياب شويم، براى اين منظور به خانۀ «امّ سلمه» رهسپار شديم. همان هنگام على عليه السّلام دم در خانه ايستاده بود. گفتيم: مىخواهيم حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شرفياب شويم. فرمود: هم اكنون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از خانه بيرون مىآيد. طولى نكشيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از خانه بيرون آمد. عرض ارادت كرديم. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حاليكه تكيه به على بن ابيطالب عليه السّلام داده بود قدم در راه نهاد. سپس با دست مبارك به شانۀ على عليه السّلام نواخت و فرمود: يا على! مردم با تو مخاصمه مىكنند (در حاليكه) تو نخستين كسى هستى كه به خدا و رسول ايمان آوردى؛ و از ديگران داناتر به «ايام اللّه» مىباشى؛ و بيشتر از همه به عهد خود وفا مىكنى؛ و بيت المال را بطور مساوى و عادلانه در ميان مسلمانان تقسيم مىنمائى؛ و از همگان به رعيّت، مهربانترى و اندوه تو از همه، زيادتر است. يا على! تو بازوى تواناى منى؛ و تو مرا غسل مىدهى و به خاك مىسپارى؛ و از هر امر ناگوارى كه پيش مىآيد با كمال علاقه استقبال مىكنى؛ و پس از ارتحال من، به بىدينى نمىگرائى؛ و در روز قيامت با لواى حمد كه در دست دارى، پيشاپيش من حركت مىكنى و بيگانگان را از حوض من دور مىنمائى.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
📚ترجمه فضائل الخمسة ج ۳ ص۴۸۷ به نقل از منبع اهل سنت👈📚کنزالعمال ج۶ ص۳۹۳
هیئت بیت الحسین