مخالفت ها در استراتژی منجمد 🔺در یک جنگ پرشدت ، دو کشور درگیر خصومت های آشکار می شوند: مردم می میرند ، زیرساخت ها از بین می رود و در نهایت اقتصاد خراب می شود. بیشتر کشورهای اروپایی، که در قرن گذشته توسط دو جنگ جهانی آسیب دیده اند، تلاش دارند تا از این جایگزین خطرناک فاصله بگیرند. ♦️این از منظر (خون و گنج) بسیار ساده اما پرهزینه است. در یک درگیری منجمد، مسائل حل نشده باقی می مانند اما جنگ متوقف می شود و یا در سطح پایین تحت کنترل قرار می گیرد. 🔸درگیری های منجمد می تواند سال ها ادامه داشته باشد: آنها از انرژی جنبشی جنگ های پرشدت بی بهره هستند و نظام بین المللی را به اندازه کافی مختل نمی کنند تا زمانی که شاخص های یک مداخله شدیدتر توسط کشورهایی را پیدا کنند که ممکن است یک جنگ پرشدت را برای کسب منافع خود دنبال کند. ♦️در همان زمان ، درگیری های بسته قدرت کشورهای آسیب دیده را با این وضعیت مهلک از بین می برد. در حال حاضرروسیه تاکتیک تحریک منازعات بسته و همچنین ادامه آن را در صحنه جهانی کامل کرده است. 🔸به بیان رسمی تر ، درگیری منجمد "درگیری ای است که بین مراحل بن بست و تنش زدایی باقی مانده و تلاش های صلح طلبانه هرگز منجر به حل چنین درگیری نمی شود."چنین شرایطی ممکن است به استقرار رژیمی منجر شود که به طور واقعی استقلال یافته اما به رسمیت شناخته نشده است. ناسازگاری اهداف و همچنین آتش بس لزوماً به معنای خروج طرف های درگیری از "خشونت" و تخاصم نیست. ♦️این امکان وجود دارد که کاملاً برعکس باشد ، درگیری های "بسته" شامل ذات قاطعانه منافع طرف های متخاصم می شود که قادراست سطح درگیری را به مرحله تشدید تبدیل کند. 🔸 سوخت این منازعات در بازیگران غیردولتی و منافع متناقض آنها یافت می شود. در این قسمت ، در درون دولت ملّی ، حکومت مرکزی مجبور است برای وفاداری شهروندی خود با نیروهای مختلف دیگر به رقابت بپردازد. همانطور که دیده می‌شود، روسیه با مهارت و تخصص فراوان در مورد تمایل این گروه‌ها برای جدا شدن از دولت‌های مرکزی آنان را به  بازی گرفته و دولت‌های تحت فشار از غرب خواسته‌اند تا از وضع موجود حمایت کند. ♦️ هر یک از طرفین توان بیشتری را برای مواجهه با رقیب خود با انعقاد پیمان با بازیگران خارجی به دست می‌آورند و پدیده‌ای که به عنوان "بالانس" یا "تعادل" شناخته می‌شود در این زمینه خاص شکل گرفته است. 🔸در این سطح پایین ملّی، نظریه جامعه‌شناسی از ساختارگرایی به وجود می‌آید. ساختارهای اجتماعی ملّت و قومیت وقتی معنایی پیدا می کنند که دیگران از آن به طرق مختلف برخوردار شوند. ♦️ از آنجا که بازیگران بسیار گوناگونی وجود دارند ، معانی و تفسیرهای مختلفی نیز از این مفاهیم وجود دارد که قابل بحث و تبادل نظر است. به طور کلی ، طرف های مختلف در درگیری های فراملی که اجازه ورود روسیه به جامعه آنها داده شده تعاریف خود را بر اساس جذابیت های ایدئولوژیکی مردم ، روابط قومی یا ترکیبی از این دو مولفه بنا کرده اند. 🔘این کانال یک اتاق تحلیلی و تبیینی است : 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/majmaehadianbasir