#سینه_زنی_امام_هادی_ع
بی قرار سامراتم، خاک پای زائراتم
با دعای خیر زهرا، توی خیمه ی عزاتم
رو سرمه سایه ی کرمت
کبوتر دل توی حرمت
پر می گیره امشب
آخه چقدر کشیدی عذاب
تو رو می برن توو بزم شراب
مثل بی بی زینب
سابق النعم، دافع النغم
یا ابالحسن، هادی الامم
🔳هادی الامم ...
حال و روز روزگارت، جونتو رسونده بر لب
بردنت با دست بسته، از توو خونه نیمه ی شب
بارونیه باز چشای ترت
می سوزه دوباره باز جگرت
توی این مدینه
زنده شده روضه ی مادرو
آتیش و غلاف و میخ درو
زخم روی سینه
می کِشن تو رو، مثل حیدرو
زنده می کنن، داغ کوچه رو
🔳هادی الامم ...
واسه ی لبای خشکت، فاطمه می خونه روضه
باز میون قتلگاه دل، میره از میون روضه
فاطمه عزا گرفته براش
رمقی نمونده توی صداش
زیر دست و پاها
میرسه تو قلتگاه یه نفر
خنجرو کشید به نیت سر
پیش چشم زهرا
اومده دیگه، دم دم غروب
بی حیا روی، سینه پا نکوب
🔳ای غریب حسین ...
(وحید محمدی)
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین