‍ . 📋 با این زخم‌هایی که داری کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ با این زخمایی که داری، دست‌بردار از خونه‌داری زهرا جان دورت بگردم،به خدا، تا نداری آخه خدا راضی‌ه با درد پهلو، جارو بکشی؟ منِ علی می‌دونی که راضی نیستم، تو خسته بشی کار می‌کنی، با اینکه دستات از کار افتاده (نون می‌پزی، خدا چقدر برکت به ما داده)۲ «خانومم، ای مهربونِ مظلومم» مشتاق دیدارم اما، وقتی میام خونه زهرا میمیرم من از خجالت، چرا پا میشی از جا؟ تو که هنوزم میخوای به روم نیاری زخم تنت‌و تو که با هر سُرفه‌ای، خونی میشه باز پیراهن تو دست به کمر، داری و یه دستت به دیواره (ای روزگار! زهرا فقط هیجده سال سن داره)۲ «خانومم، ای مهربونم مظلومم» با اینکه دنیای دردی، هِی دور بچه‌ت می‌گردی خیلی خوشحاله حسینت،موهاشو شونه کردی حواستو میدی که نشه پریشون،موهای حسین مراقبی که یه وقت خاکی نشه، سر تا پای حسین اما یه روز موهاش میافته تو چنگ قاتل (تنها میشه، بین یه لشگر نامردسنگدل)۲ «خانومم، ای مهربونم مظلومم» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .👇