🏴🏴🏴🏴🏴🏴
السلام علیک یا ابا محمد یا حسن ابن علی
بین بستر قمرت ریخت بهم میدانم
زَهر بود وجگرت ریخت بهم می دانم
گفته بودند که این زَهر تو را خواهد کشت
زین سخن بس پسرت ریخت بهم می دانم
پیش رویت همه جا تیره وتار است یقین
روشنیِ بصرت ریخت بهم میدانم
رنگ رخسار تو از سِرّ درون می گوید
که همه بال وپرت ریخت بهم میدانم
زهر ملعونه چنان بود جگر سوز و قوی
که ز پا تا به سرت ریخت بهم میدانم
به جنان فاطمه از غصه ی تو محزون شد
به نجف هم پدرت ریخت بهم میدانم
گفته بودی به کنار تو بیاید زینب
خواهر از این خبرت ریخت بهم میدانم
گریه ها کرد برای تو حسینت اما
غربتش بیشترت ریخت بهم میدانم
عرش لرزید در آندم که طلب کردی طشت
ناگهان دور و بَرت ریخت بهم میدانم
(( حجت اله رجب زاده جرجافکی ))
🏴🏴🏴🏴🏴🏴
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین