بسم ربَّ شهدا و الصدقین
شهید گمنام، شهید جمهور
تاریخ بداند رجایی دگر بود
آری،حماسه سازند مردان میهن ما
در دل کوه و بیابان و دشت و صحرا
کم نیست این سخن ها ملت شهادتیم ما
شهادت راه خدمت
کرد آگاه خفتگان خواب غفلت
می ماند بر خاطر ما ،
بر خاطر دشت و کوه و صحرا
که او رفت برای حل مشکل ما
ایران حرم است؛خدامی دارد
دانه به دانه این تسبیح اشک طلایی دارد
از خون آن راد مردان پیداست
سیراب میشود درخت ما،حکایتی دارد
کز او گرم بود گوهر کلام مردم
اشک مردم شد برای او دانه ی گندم
عشق خادمی در او روشن بود
مدال خادم الرضایی برایش سنگر بود
خط قرمزش کلام مردم بود
زین ره رفتن ،برای مردم بود
نیتی نداشت به غیر خدا
تمام خدمتش به خلق خدا
ثمره ی درخت آن همه خدمت
آخر؛ نوشیدن جام شهادت بود
استراحت بماند بعد از شهادت را
چه زیبا نقاشی کردن این قرار رفتن بود
📌نام اثر:قرار رفتن
✍طلوع