امام صادق سلام الله علیه میفرمایند:
مردی توانگر با لباسی تمیز نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و کنارش نشست. سپس مردی تهی دسـت بـا لباسی چرکین وارد شد و در کنار آن توانگر نشست. او پیراهنش را از زیر پای آن تهی دست کشید. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از او پرسید: ترسیدی از فقرش چیزی به تو برسد؟ گفت :نه. فرمود: ترسیدی از ثروت تو چیزی به او برسد؟ گفت: نه. پرسید: ترسیدی پیراهنت را چرکین کند؟ گفت: نه. فرمود: پس چه چیزی تو را به این کار واداشت؟ گفت: ای رسول خدا ! شیطانی با من همراه است که زشتی را برای من می آراید و نیکی را برایم زشت جلوه میدهد و من نیمی از مال خود را برای او (فقیر) قرار دادم. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به فقیر فرمود:آیا از او میپذیری؟ گفت: نه. توانگر از وی پرسید: چرا؟ گفت:میترسم آن حالتی که برای تو پدید آمد، در من هم پیدا شود.
الکافی ج۲ ص٢۶۲. ۲۶۳
مفاتیح الحیاة ص ۴۱۳
ڪانال ما را بہ اشتراڪ بگذارید👇
❣الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج❣
╭━═━🍃❀🌺❀🍃━═━╮
@maktab_ommeabiha
╰━═━🍃❀🌺❀🍃━═━╯