🏴🏴🏴🏴🏴🏴
🥀آنچه بعد از کربلا گذشت
🍂قسمت5⃣4⃣
🌺راوی گفت: یزید خشمگین شد و به بیرون کردن او فرمود کشانکشان بیرونش بردند و گفت: به این اشعار ابن زبعری تمثّل جست:
لَیتَ اَشیاخِی بِبَدرٍ شَهِدُوا جَزعَ الخَزرَجِ مِن وَقعَ الاَسلْ
لاَهَلُّوا واستَهَلُّوا فَرحاً ثُمَّ قالُوا یا یَزید لا تشلْ
قَد قَتَلنا القَرمَ مِن ساداتِهِم وَعَدَ لناهُ بِبَدرٍ فَاعتَدلْ
لَعِبَت هاشِمُ بِالمُلکِ فَلا خَبَرٌ جاءَ وَلا وَحیٌ نَزلْ
لَستُ مِن خُندُفَ اِن لَم اِنتَقِم مِن بَنِی اَحمَد ما کانَ فَعل
مترجم گوید: ظاهراً شعر دوم و اخیر از خود یزید است و معنی این است: ای کاش پیران و گذشتگان قبیلة من که در بدر کشته شدند، میدیدند زاری کردن قبیلة خزرج را از زدن نیزه (در جنگ احد) از شادی فریاد میزدند و میگفتند: این یزید دستت شل مباد، مهتران و بزرگان آنها را کشتیم این را به جای بدر کردیم و سر به سر شد. قبیلة هاشم با سلطنت بازی کردند نه خبری از آسمان آمد و نه وحی نازل شد من از دودمان خندف نیستم اگر کین احمد(صل الله علیه واله وسلم) را از فرزندان او نجویم.
مترجم گوید: ابن زبعری (به کسر زای نقطه دار و فتح باء یک نقطه و سکون عین و فتح راء مهمله در آخر آن الف) نام او عبدالله بن زبعری بن قیس بن عدّی بن سعد بن سهم از قریش بود گویند: در قریش از او نیکوشعرتر نبود و در بلاغت سرآمد همه اما دشمن پیغمبر اکرم(صل الله علیه واله وسلم) و مسلمانان بود و در اشعار خود بسیار جسارت میکرد و مردم را به مخالفت تحریص میکرد تا بعد از فتح مکه مسلمان شد و از ما تقدّم عذر خواست و اشعاری در مدح پیغمبر گفت از جمله:
یا رَسُولَ الاِ لهِ اِنّ لسانی راتقٌ مافتقتُ إذ أنَابُورٌ
اذ اُجاری الشیطانَ فی سنن الغیّ و من مالَ میلَه مثبورٌ
جئتنا بالیقین و البِرّ و الصٌد ... قِ و فی الصدق و الیقین السرورُ
یعنی: ای فرستادة خدا زبان من میدوزد آن را که شکافتم وقتی گمراه بودم تا وقتی با شیطان راههای ضلال را میپوییدم و هر کس با شیطان راه رود هلاک شود امر یقینی و نیکی و راستی آوردی و در راستی و یقین شادمانی است.
ببخشا ـ پدر و مادرم هر دو فدای تو ـ و مهربانی کن که تو مهربان (با دیگرانی) و دیگران با تو مهرباناند از نشانههای خداوند بر تو علامتی است و آن نور درخشان است (در روی تو) و مهر نبوّت است بر تو نهاده171 برهان خداوندی تو را برتری داده است و دوستی تو را در دلها نهاده و برهان خدا بزرگ است.
و اشعار در کفر و زندقه پیش از این گفته بود و پشیمان شد و از اشعار نیکوی او در زمان کفرش این سه بیت است:
«نیکی و بدی هر دو مدتی دارند و انجام رسند. هر سختی و هر نعمتی نابود میشود و دختران روزگار با همه بازی میکنند. مال دنیا که به مردم داده شده است دست به دست میگردد و قبر دولتمند و درویش مانند یکدیگر است».
🌸نویسنده حاج شیخ عباس قمی ره
❣الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج❣
╭━═━🍃❀🌺❀🍃━═━╮
@maktab_ommeabiha
╰━═━🍃❀🌺❀🍃━═━╯
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴