۵۵
✅ ادامه ی کتابِ
" رفیق شهیدم مرا متحول کرد "
✍ بخش اول
محبت شهید به همکاران
🔹مهرداد پاکار
یک روز بعد از کلاس درس در دانشگاه امامحسین(علیهالسلام)، یکی از دانشجویان پیشم آمد. گفت: «من یه درخواست از شهید عباس دانشگر داشتم. چندین بار بهنیتش زیارت و دعا خوندم. امید داشتم بهم توجه کنه و درخواستم به اجابت برسه، ولی چند ماهی گذشت و خبری نشد. یه شب که خیلی ناراحت و غمزده بودم، از شهید عباس گله کردم. گفتم اینهمه بهنیتت دعا خوندم؛ اما تو به من توجه نکردی.
همون شب شهید عباس رو تو عالم رؤیا دیدم. وقتی نزدیکش رسیدم، گفتم: عباسجان، چرا حاجت من برآورده نمیشه؟ عباس گفت: از دست من خارجه. گفتم: چرا؟ گفت: شما حقالناس گردنته.
وقتی از خواب بیدار شدم، خوب فکر کردم. متوجه شدم شهید عین حقیقت رو گفته. اگر حاجت من برآورده نمیشه، خودم مقصرم.»
...
#رفیق_شهیدم_مرا_متحول_کرد
#ادامه_دارد #داداشعـباس
#مکتبشهیدعباسدانشگر