محب ولایت:
نظری:{لبیک یا حسین}:
ابراهیم رییسی: منتخب مردم یا تحمیل شده توسط شورای نگهبان؟
ابراهیم رییسی این چهار سال بواسطه فعالیتهایش در ریاست قوه قضاییه محبوبیت اجتماعی زیادی بویژه بین محرومان کسب کرد
او به جای سیاسی کاری با تمرکز روی مبارزه با فساد، آزادی زندانیان کم بضاعت مربوط به مسایل نقدی و مهریه و مواد مخدر و حتی در مواردی احکام عفو به دانشجویان و کارگران، در این سالها اعتماد به قوه قضاییه را هم تا حدی احیا کرد. در نظرسنجیهای ماههای اخیر هم رییسی اغلب بالاتر از بقیه نامزدها ایستاده.
اما معتقدم رد صلاحیتهای شورای نگهبان ضربه سنگینی به اعتبار و محبوبیت رییسی هم وارد کرد. این رد صلاحیتها در ذهن جامعه ابراهیم رییسی را که براحتی میتوانست «رییس جمهور منتخب مردم» در فرآیندی مشروع و رقابتی بشود به «وزیر تحمیل شده بر مردم» تبدیل کرد.
شورای نگهبان این تصور را به جامعه داد که برای هشتاد و پنج میلیون ایرانی آقابالاسری کرده و به جایشان انتخاب کرده، از امروز صبح دیگر رییسی در ذهن افکار عمومی عزیزدردانه نظام و انتخاب نظام محسوب میشود و نه سید محرومان که خودشان میتوانستند انتخاب کنند تا وضع معیشتیشان را بهبود ببخشد. این برچسب به رییسی از فردای انتخاب احتمالی او به ریاست جمهوری هم برایش هزینههای بسیار بوجود خواهد آورد.
اگر دشمنان رییسی پول داده بودند تا وجههاش را در. عرض یک سال تخریب کنند نمیتوانستند اندازه رد صلاحیتهای شورای نگهبان در عرض یک شب به رییسی ضربه بزنند
✍ علی علیزاده
🗳 مرجع اخبار
#انتخابات
✅
ودود کمالی:
سلام به نظر میرسد این مطلب و پست از جهاتی قابل تامل ویژه است:
۱- این ادبیات که یک نفر از کاندیداها در تمام دوره ها و در این دوره هم "رئیسی تحمیل نظام و شورای نگهبان بر مردم است" شدیدا تشابه به ادبیات رادیوهای بیگانه و منافقین در دوره های قبلی دارد و مثل این میماند که ما گفته های آنان در دوره های قبلی را پژواک داده و فقط مثلا نام رئیسی را جایگزین نام احمدی نژاد کرده باشیم.
۲- این قاعده طبیعی و درست است که اگر رقبا قوی باشند رقابت جدی تر خواهد بود با عدم احراز صلاحیت دیگر رقبا در جبهه مقابل، رقابت کمرنگ تر میگردد لیکن شورای نگهبان وظیفه ای مشخص دارد و آن احراز صلاحیت است نه گرم کردن تنور رقابتها. و نباید انتظار داشت که مثلا برای اینکه رئیسی بدون رقیب سرسخت نباشد شورای نگهبان از اصول تعریف شده خویش کوتاه بیاید.
۳-اگر این سخن را بپذیریم که با عدم احراز صلاحیت رقبای سر سخت، یک اشکال متوجه انتخابات میگردد قطعا این اشکال به نظام و شورای نگهبان وارد نیست بلکه به عدم نظام حزبی قوی و ایرادی برای احزاب و جناح بندی موجود در کشور مان است که رقبای جدی پاک دست یا بی عیب و نقص نیستند و درست و حسابی در میدان رقابت نمیتوانند بدرخشند و مجبورا به زعمای قم و یا به لابیگری برای فشار به مراجع قانونی روی می آورند.
۴-اگر مشارکت حداکثری به هر قیمتی روا فرض شود باید اذعان نمود که چه در دوره های گذشته و چه در دوره حاضر افراد دیگر و بهتری بوده و هستند که با غوغا سازی و هیجان گرایی میتوانستند به مشارکت حداکثری دامن زنند اما قرار نیست با انگیزه مشارکت حداکثری، افراد مسئله دار به طور آشکار از این پاشنه آشیل نظام سوءاستفاده و خود را بر مردم تحمیل نمایند.
۵-اگر چنانچه بپذیریم انقلاب اسلامی در این برهه حساس جهت رقابت تنگاتنگ و یا مشارکت حداکثری نیازمند مصلحت سنجی بالاتری است مرکز این مصلحت سنجی قطعا شورای نگهبان و لابیگری ها و زیر سوال بردن آن نیست بلکه مصلحت سنج نهایی نظام ،مقام معظم رهبری و جایگاه ولایت است که ممکن است بخاطر جلوگیری از شکل گیری یک توطئه و فتنه یا حتی برای مشارکت لازم و کافی، از حکم حکومتی استفاده نماید همانطور که قبلا در مورد جناب مهرعلیزاده استفاده نموده است . و اگر چنانچه به این مرحله رسیدیم و شاهد چنین حکمی نیز بودیم عین صواب و مصلحت بوده و همه باید به آن تن دهند.