💢 بسم الله الرحمن الرحیم💢
🔰 آخرالزمان و کشفیات مرموز در هم تنیده !
🌟واژه کشفیات به لحاظ فراوانی در میان دیگر کلمات و واژه ها در روزهای فتنه گون آخرالزمان رکورددار حریم واژگانی است. اما در دو حوزه در هم تنیده و بیشتر خودنمایی میکند.
یکی در کف خیابان های تهران و ... زیر حرارت و آتش سطلهای زباله که میسوختند و شعله های حقد و کینه از آنها زبانه می کشید، که انواع ملزومات اغتشاش و ناامنی از اغتشاگران، اصطلاحا کشف گردید و یکی هم در مسابقه برخی سلبریتی های خود ستا و تشنه ی دیده شدن، که در این روزها ، کاسه لیسی بیگانگان و نیش خواری فلسفه غرب و اندیشه لیبرالی و الحادی و نفاق، افتخارشان گردیده و با کشف حجاب کاملا اختیاری، پز فرهنگ و ادب نداشته خود را می دهند.
گروه اول ، کشفیات گول خوردگان رسانههای جبهه شیطان و استکبار و فضای مجازی است. آنان که در کف خیابان های تهران بعضا با خوردن قرص های روان گردان و مشروبات الکلی و حتی برگ گلی افیونی ، حال طبیعی نداشته و انواع و اقسام کشفیات از ایشان که اکثراً دست ساز نیز می باشد از تیغ و انواع چاقو و پنجه بوکس و شمشیر و قمه و کوکتل مولوتوف و تفنگ ساچمه زن و سلاح گرم و قلوه سنگ های رنگی و صیقل داده شده ، به جنگ فرزندان غیور و البته مظلوم، که تنها دغدغه ی آنان امنیت جامعه است آمده اند. جالب اینکه برخی از اینان، به گواه کشفیات ، دختر نماهای جسور و دریده ای هستند که ضمن کشف حجاب ، داعشی وار به حافظان امنیت هجوم می برند.
اساساً ما هم مانده ایم که بالاخره در این اوضاع فتنه گون و در کف خیابانها، واژه مردم به کدام دسته و گروه اطلاق می شود و به راستی مردم چه کسانی هستند؟ و با کدامین شیوه و شگرد مردمان واقعی کتک میخورند؟ اینجاست که به یاد کلام نافذ مولا امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه ۵۰ نهج البلاغه می افتیم که فرمود: " انما وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع" حال و روز این روزهای ما نیز اینگونه است. ریشه همه فتنه ها که فضا را غبارآلود و آب را گل آلود می نماید، بگونه ای که در این شرایط میمانی چه کسی و چه رسانه و گروهی راست میگوید و یا چه جریانی با ادعای دروغینی همچون ادعای تقلب در انتخابات ( فتنه ۸۸ ) و اکنون ادعای دروغین حجاب اجباری و یا ضرب و شتم مرحومه مهسا، آتش کینه ها را شعله ور می گرداند؟! به راستی کدام حجاب اجباری ؟! آیا مدتها نیست که ترک موتور ها و روی سن ها و پشت تریبون ها، روسری ها به باد غفلت و لجاجت، سپرده شده است و آیا کسی جز نفرین و یا احیانا تذکر و ارشاد، چیز دیگری گفته است؟ براستی اگر حجاب اجباری بود آیا خانم معتمد آریا می توانست در تداوم این فتنه مرموز براحتی حیا و شرم خویش را ، آن هم سر مزار مرحوم امین تارخ و در ملا عام چوب حراج بزند؟! و قبر در انتظارش را پیشاپیش بلرزاند!
کدام اجبار و کدام حجاب اجباری؟
به قول امام حسین علیه السلام اگر دین ندارید و از قیامت و عالم برزخ و محشر نمی هراسید، لااقل آزاده باشید. بس نیست این همه دوز و کلک و دلقک بازی و پرسه زنی در بازار بلبشوی بی حیایی و بی فرهنگی.
تاسف و تعجب از اینجاست که با این همه اعجازهای فرزندان دلیر و سلحشور این مرز و بوم و شاگردان مکتب حاج قاسم سلیمانی که نفس قلدران غربی و صهیونیستی را به شماره انداخته است ، باز هم بردگان شهوت شهرت و تشنگان قدرت و ثروت بخود نیامده و بر طبل نادانی و بی فرهنگی و بی بصیرتی خویش می کوبند. این دست عناصر لایق نفس کشیدن در حریم و محیط پاک و مستقل جمهوری اسلامی نیستند، همان به که با کشف حجابشان ملعبه و عروسکی در دست خیمه شب بازان بی سر و پا باشند که البته چرخ روزگار همیشه به طبع و میل اینان که عددی هم نیستند، نخواهد چرخید. ایکاش می شد کشفیات ریز و درشتی که از کف خیابانها بدست آمده را برای عموم مردم نمایش داد تا بیشتر ماهیت اینان برای افکار عمومی روشن می گردید. بیچاره جوانانی که به قول خودشان جو زده شدند و گول عربدهکشی رسانههای خارجی و معاند و نفاق را خوردند و یا اراذل و اوباشی که با تحریکات و توجیهات و آموزشهای ویژه به سطل زباله و اموال و امکانات عمومی زدند. حال به نظر شما کدامیک به مردم بیشتر شباهت دارند؟ آیا آنها که شما به عشقشان کشف حجاب فرمودید و یا آنانکه همچون شهید حسین تقی پور برای حجاب و عفت نوامیسشان، جانشان را مظلومانه تقدیم نمودند جزء مردم ایرانند ؟!