نجوای دلتنگی با امام عصر روحی و ارواحی له الفداه 🥀🍃🥀🍃🥀 شنیدم گریه میکردی برایم گُنه من کردم و کردی دعایم شنیدم هر شب جمعه بقیعی دوباره یاد غمهای فجیعی شنیدم همچو یوسف باز ای یار دوباره غیبتت گردیده تکرار شنیدم هرزمان دلتنگ گشتی دوباره راهیِ صحرا و دشتی اگرچه من بدم آقا تو خوبی برای من طلوع هر غروبی شنیدم در صبوری همچو زینب بخوانی آیه های صبر هرشب شنیدم تا که ظلمی را ببینی پریشان و غمین ، عزلت نشینی شنیدم صبح و شب مارا پناهی برای درد دل دنبال چاهی شنیدم در محرم غرق اشکی برای علقمه سقایِ مَشکی شنیدم کوچه پُرشد از گل یاس به پاسِ روضه ی دستان عباس شنیدم مهربان ،در هر کجایی همیشه فکرِ احوالات مایی شنیدم مرهم دردی تو ای یار دلم از دوریت گردیده بیمار شنیدم جمعه ها چشم انتظاری ظهورت دیر گشته بیقراری شنیدم در سفر هستی ! کجایی ؟ همیشه در دعایم تا بیایی اگرچه بنده ای نا لایقم من ولی چشم انتظار و عاشقم من دعا خواندم و میخوانم برایت نگاهی کن به من هستم گدایت از این هجران و غربت سوختم من صبوری از شما آموختم من خداوندا به حق ماه ارباب به حق این شهید تشنه ی آب الهی بِشکند این قفلِ غیبت نماند بر دلم هجران و حسرت نجوای غریب