🌸 سوال شما از مشاور محترم👇
من ۴۲ سالمه، ۳۹ سالگی ازدواج کردم همسرم اون موقع یه دختر ۱۸ ساله و یه پسر ۸ ساله داشتن که الان سه سال بزرگتر شدن همسرم آدم خیلی صبور و مهربانی هستن و ۵۲ سالشونه
دخترش فوق العاده بی ادب و پرخاشگره، قبل از اینکه من ازدواج کنم هم همینحوری بود و من نمیدونستم
حرمت بزرگتر سرش نمیشه حرف حرف خودشه و بسیار متکبر و مغرور
البته خوبی هایی هم داره، دلسوزه
چند ماه اول با من خوب بود بعدش دیگه اخلاق و رفتارش عوض شد دوست نداره شوهرم به من محبت کنه فکر میکنه میخوام باباشو ازش بگیرم باباش براش ماهواره نخرید فکر کرد من نذاشتم ، باباش یه وقتایی بهش گیر بده فکر میکنه تقصیر منه
منو اصلا محل نمیذاره ، انگار که اصلا تو این خونه وجود ندارم فقط با باباش حرف میزنه منو اصلا قبول نداره
از این رفتاراش واقعا ناراحتم نمیتونم این حجم از بی ادبی و رفتار سرد رو تحمل کنم
خرید میره وقتی میاد خونه خریداشو قایم میکنه که من نبینم
لیزر که میره به من نمیگه که نکنه منم لیزر برم ، من از طریق باباش فهمیدم که داره میره،
اخیرا هم یهو دیدم شوهرم براش ماشین خریده دیدم تو پارکینگ یه ماشین هست یعنی تا لحظه ای که ماشین رو تو خونه بیارن من خبر نداشتم خیلی از این رفتارشون ناراحت شدم
شوهرم اصلا جرات نداره بهش حرفی بزنه چون شروع میکنه به پرخاشگری و بی ادبی و داد زدن
میگه بهتره حرفی نزنم میره یه بلایی سر خودش میاره
خلاصه که خیلی درمانده شدم
از اطرافیان شنیدم که با مادر خدابیامرزش هم خیلی دعوا داشتن ، مادرش رو دوست داشته ولی اصلا حرمت مادرش رو هم نگه نمیداشته
شوهرم رو دوست دارم دلم نمیخواد طلاق بگیرم از طرفی هم این دختر داره اذیتم میکنه نمیدونم چیکار کنم😔
من کلا سکوت میکنم ، نمیتونم باهاش کلکل کنم دلم میخواد آرامش خونه مخصوصا آرامش خودم به هم نریزه
من یکی بگم اون ده تا میگه آخرش باید با گیس و گیس کشی تموم بشه
✍️کانال روزمرگی من و مامان
http://ble.ir/join/ZGFiODBlYz