صبح رفتم یه سر خونه مامانم
مامانم گفت میخواستم برم کدو بادمجون بخرم گفتم من میرم
دیدم مامانم میگه برو از میوه فروشی بگیر گفتم وا مامان چرا خوب میرم از باغ میگیرم
دور بر خونه مامانم پراز باغ های سبزیه
یه چیزی گفت تعحب کردم
گفت نرو از باغ چون اونجا ماشین میاد
میخوای از خیابون رد بشی نگرانم
میگم وا مامان مگه من بچه ام
ولی دیدم مامانم حق داره ما مادرها بچه هامون هرچی هم بزرگ شده باشند از نظر ما بچه هستند و همش نگرانشون هستیم دلمون میخاد مواظبشون باشیم😍
#باغ_سبزی
#خونه_مامان
✍️روزمرِگی_من_و_مامان
https://eitaa.com/joinchat/444596224C4175a724eb