«حسن روحانی» دوباره خواب دید!/ خواب میدیدم دو بال داشتم و آمادهٔ پرواز بودم!
🔹سایت حسن روحانی داستان نامزدی او تا ریاستجمهوری را در چند بخش منتشر کرده که شروع آن روایت خوابی است که او دیده:
🔺گرم خواب بودم. هنوز به سحر ساعتی مانده بود. خواب میدیدم دو بال داشتم. آمادهٔ پرواز بودم. سیدی را دیدم؛ سیدمحمد خاتمی… محزون بود و در خود فرورفته.
🔺خواستم سر صحبت را باز کنم تا او را از حزن بیرون آورم: بگذارید شما را ببرم به بالا، به آسمان!
🔺با بال چپم (هر دو دستم به بال بدل شده بود) آقای خاتمی را زیر بالم گرفتم و او را بردم به بالا، به آسمان! به باغی از گلهای رنگارنگ و بسیار در افق.
🔺سید از حزن بیرون آمد. او را از آسمان به سرزمینی پر از گل بازگرداندم؛ سپس بهسمت مسجدی روانه شدم. در ورودی مسجد ملخهای زیادی را دیدم؛ با بالم آنها را راندم.
🔺پیرمردی به من گفت حیف نیست از این بال برای دورکردن ملخها استفاده میکنی! رهایشان کن!
🔺از خواب پریدم. سحر شده بود و هوا هنوز گرگومیش بود. دقیق به یاد ندارم اما دیماه ۱۳۹۱ بود.
💢 پن: با همین خوابها، البته بهشرط صحت روایت، امر بهشان مشتبه میشود!
🆔
@Masaf