❌از مالیات بر واتساپ در لبنان تا ‎بنزین ۳۰۰۰تومنی در ایران❌ ✍به هوش باشیم! ظاهرا مدل اقتصادی-سیاسی-امنیتی که در لبنان و تا حدی در عراق اجرا شد؛ این‌بار در ایران پیگیری می‌شود. 🔻‏در لبنان چه گذشت؟ ✍بخش عمده‌ی قدرت اجرایی در دست غربگرایان بود. ✍ به‌دلیل ‎سوء‌مدیریت و ‎فساد، مشکلات معیشتی هر روز شدیدتر و انباشته‌تر می‌شد. ✍ هم‌زمان، جریان انقلابی(مقاومت) در معادلات منطقه در حال غلبه بر اسرائیل بود و محبوبیتش در تمام طوایف لبنان نیز افزایش می‌یافت. ✍ ادامه این روندها از سویی منجر به تضعیف محور غربی-عربی-عبری و از سوی دیگر منجر به تضعیف جریان غربگرا در لبنان میشد این ۲روند هم‌افزا شده بودند. ✍ از منظر غرب باید به هرطریق ممکن زمین بازی عوض میشد؛ غرب، توان درگیری منطقه‌ای نداشت؛ پس جریان غربگرا آماده‎ تغییر زمین‌بازی از داخل شد. ✍ غربگرایان که ‎ریاست دستگاه اجرایی را داشتند؛ ناکارآمدی اقتصادی در داخل را شدت بخشیدند. ✍ آستانه‌ی تحمل مردم (همه طوایف، جناح‌ها و مناطق لبنان) کاهش می‌یافت کاسه‌ی صبرشان پر می‌شد و ‎بشکه‌ی باروت منتظر یک جرقه بود. ✍ تصمیمات جدید اقتصادی و خصوصا ‎مالیات بر واتساپ همان جرقه بود. ‏✍ تجمعات بی‌رهبر، با مطالبات معیشتی و مبارزه بافساد در اکثر مناطق لبنان شکل گرفت و هر روز گسترده‌تر می‌شد. ✍ حزب "قوات اللبنانیة" به رهبری "سمیرجعجع" با ‎سابقه‌ی فساد، تروریسم و حمایت از اسراییل، به اسم حمایت ازمردم از کابینه ائتلافی خارج شد و ‎پروژه ربایش رهبری اعتراضات را کلیدزد. ‏✍ شعارهای معترضان ازسوی قوات‌اللبنانیة آرام‌آرام جهت‌دهی میشد ابتدا شعار "‎کلن یعني کلن" را دادند به این معناکه همه سران طوایف لبنانی (ازجمله سیدحسن نصرالله) مفسد اقتصادی‌اند؛ شعارها سیاسی شده بود. ✍ سیدنصرالله پیشنهاد اصلاحات اساسی را طرح کرد وحامیانش را از ‎اردوکشی خیابانی منع کرد. ✍ سخنرانی سیدحسن از شدت تنش خیابانی کاست؛ سیاسیون صاحب‌کرسی در ‎مجلس ناکارآمد مجبور به نشست برای حل مشکلات شدند؛ محورهای اصلاحات مشخص شد که… ✍ سعد حریری نخست‌وزیر موردحمایت غرب و آل‌سعود ‎استعفا کرد تا هم اصلاحاتی اجرا نشود و هم کشور برای ماه‌ها در خلأ قدرت و هرج ومرج باقی بماند. ✍ و اینگونه لبنان از اعتراضات اجتماعی به تقابلهای سیاسی رسید وهمان معادله‌ی ۸مارس درمقابل ۱۴مارس و مطالبه‌ی خلع سلاح مقاومت؛ و آنچه که اسرائیل می‌خواهد؛ ‎جنگ داخلی است. ✍ مشابه همین مدل را در ‎عراق نیز دیده‌ایم؛ غرب به خیال خود روند قدرت‌یابی مقاومت در منطقه را به تأخیر انداخته است... 🔻‏حالا خودتان این مدل را مقایسه کنید با آن‌چه در ایران پیگیری می‌شود: ✍ توسعه ‎قدرت منطقه‌ای ایران و نیاز محور غربی_عربی_عبری توقف این روند ✍ محبوبیت ‎جریان انقلابی در مبارزه با فساد و خدمات نهادها، ستادها و سازمان‌های انقلابی ✍ ناکارامدی دستگاه اجرایی و کاهش محبوبیت غربگرایان ‏✍ نیاز غرب و غربگرایان به ‎تغییر زمین بازی به هر قیمت ✍ تلاش غربگرایان برای ایجاد و تشدید دوقطبی‌های سیاسی و تخطئه خدمات جریان انقلابی (سخنرانی‌های اخیر روحانی خصوصا در یزد و… و تخطئه‌ی خدمات قوه قضلئیه با مفاسد اقتصاودی و..ِ.) ✍ انباشتِ مطالبات معیشتی و به‌حق مردم ‏✍ ناکارآمدی‌هایی که ان‌شاءالله عمدی نباشد (سیاست‌های ارزی، قیمت‌گذاری خودرو…) ✍ عدم مطالبه‌گریِ ‎مجلس ناکارآمد از دولت ✍جرقه سهمیه‌بندی بنزین که اثری جدی برمعیشت مردم دارد (شبیه بهذمالیات واتساپ در لبنان) ✍ تجمعات خیابانی احتمالی و ربایش رهبری آنها از سوی… مثل دی‌ماه۹۶ ✍ شاید ‎خلأ قدرت! ✍به موارد بالا توجه کنید؛ می‌بینید که شباهتها کم نیستند وتقریبا همان پروژه‌ی لبنان در ایران هم درحال اجراست. ✍اما موفق نخواهندشد. زیرا: 1⃣درلبنان امیدبه مبارزه بافساد کم است امادر ایران این امید درحال رشد است. 2⃣درلبنان دموکراسی طائفی است اما در ایران مردم‌سالاری 3⃣ایران به راحتی دچار خلأ درقدرت و خدمت‌رسانی نمیشود. جواد نیکی ملکی @najva_net