🔻حکایت آموزنده ای از عبید زاکانی
✍بزرگی كه در ثروت، قارون زمانه خود بود، مرگش فرا رسيد و از زندگی قطع امید كرد. جگرگوشگان خود را حاضر كرد. گفت: ای فرزندان، روزگار درازی در كسب مال، زحمتهای زیاد كشيدهام و گرسنگي تحمل کردهام، هرگز از محافظت ان غافل مباشيد و بـه هيچ وجه دست خرج بدان نزنيد.
🔸 اگر كسی به شـما گفت كه پدر شـما را در خواب ديدم حلوا ميخواهد، هرگز فريب نخوريد كه من نگفتم و مرده چيزي نمیخورد. اگر من خود نيز بـه خواب شـما آمدم و التماس كردم، توجه نکنید كه خواب و خيال و رويا است. چه بسا كه ان را شيطان بـه شـما نشان داده باشد، من انچه در زندگي نخورده ام در مردگي تمنا نكنم. اين بگفت و جان بـه خزانه مالك دوزخ سپرد
📜 اساطیر نامه | مروری بر تاریخ
🎙کانال جامع سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇
https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf
📌
#نشر_مطالب_صدقه_جاریه_است