پیامبر،فاصله منزل ونقطه ای را که قراربوددرآنجا مراسم مباهله انجام بگیرد، با وضع خاصی طی نمود. او درحالی که حضرت حسین رادر آغوش[۱۶] ودست حضرت حسن رادردست داشت وفاطمه به دنبال آن حضرت وعلی بن ابی طالب پشت سروی حرکت می کردند؛ گام به میدان مباهله نهاد وپیش از ورود به میدان «مباهله» به همراهان خود گفت:من هرموقع دعاکردم، شمادعای مرابا گفتن آمین بدرقه کنید.
سران هیئت نمایندگی نجران، پیش ازآنکه باپیامبرروبروشوندبه یکدیگرمی گفتند:هرگاه دیدیدکه «محمد» افسران وسربازان خود رابه میدان مباهله آورد،و شکوه مادی و قدرت ظاهری خودرا نشان ما داددراین صورت وی یک فردغیرصادق است و اعتمادی به نبوت خودندارد. ولی اگربا فرزندان وجگرگوشه های خودبه «مباهله» بیاید وبایک وضع وارسته ازهر نوع جلال و جبروت مادی، روبه درگاه الهی گذارد؛ پیداست که پیامبری راستگو است و به قدری به خودایمان واعتقاد داردکه نه تنها حاضراست خود را درمعرض نابودی قرار دهد، بلکه باجرأت هرچه تمامتر،حاضراست عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خودرا نیز درمعرض فناو نابودی واقع سازد.
سران هیئت نمایندگی در این گفتگو بودند، ناگهان قیافه نورانی پیامبر با چهار تن دیگر که سه تن از آنها شاخه های شجره وجود او بودند، نمایان گردید. همگی با حالت بهت زده و تحیر به چهره یکدیگر نگاه کردند، و از اینکه او جگرگوشه های معصوم و بی گناه، و یگانه دختر و یادگار خود را به صحنه مباهله آورده است؛ انگشت تعجب به دندان گرفتند.
❌ ادامه در پست های بعدی...
🎙کانال جامع سخنرانی های اساتید انقلابی 📚👇
https://eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf
📌
#نشر_مطالب_صدقه_جاریه_است