📖قسمتے از ڪتاب☟
در درگیرے با منافقان مجروح شده و دڪتر بہ او دو ماه استراحت داده بود. اغلب ڪنارش بودم. گفتم بیا قید شہر را بزنیم و برگردیم روستایمان قایش! بدون اینڪہ فڪر ڪند، گفت نہ... نہ... اصلاً حرفش را هم نزن. من سربازِ امامم. قول دادهام سربازِ امام بمانم. نباید توے رختخواب بخوابم. نمیدانی این روزها چقدر زجر می ڪشم....
#ڪتاب_خوب
#دختر_شینا
❥●•❥📚❥●•❥
°•|مَشْــقِعـِشـْـ♥️ـــق|•°√
http://eitaa.com/joinchat/2140078098C7beca448f3