. . 🌀آندم که من از ناقه افتادم و غش کردم بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی . آن دم که تو از ناقه افتادی و غش کردی من بر سر نی بودم کی از تو جدا بودم؟ . آن دم که مرا ظالم اظهار ..... کرد بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی . آندم که تو را ظالم اظهار ..... داد در طشت طلا بودم؛ مشغول دعا بودم . آندم که مرا سیلی شمر لعین می زد بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی . آندم که تو را سیلی شمر لعین می زد با تو همه جا بودم کی از تو جدا بودم __________ : . 🖤در يكي از شب ها در آن منزل خرابه، شور ديدن پدر به سرش افتاد، و از هجران پدر اشك مي ريخت، سر روي خاك نهاد آن قدر گريه كرد كه زمين از اشك چشمش گل شد. در اين اثنا به خواب رفت.خواب پدر ديد، از خواب بيدار شد،فَبَك وَ تَقُول: وا أَبتاهُ، واقُرَّةَ عَيناهُ، واحُسَيناهُ، چنان صيحه كشيد كه خرابه نشينان پريشان شدند... هر چه خواستند او را آرام كنند ممكن نشد. امام زين العابدين عليه السلام پيش آمد و خواهر را در بر گرفت و به سينه چسبانيد و تسلّي مي داد. آن مظلومه آرام نمي گرفت و نوحه مي كرد، آن قدر روي دامن حضرت گريه كرد«حَتّي غُشيَ عَليهْا وَ انْقَطعَ نَفَسُها» «تا آن كه غش كرد و نفس او قطع شد» . ✨امام به گريه درآمد. اهل بيت به شيون آمدند «فَضجُّوا بِالْبُكاءِ و جَدَّدُوا الْأَحْزانَ وَ حَثُّوا عَلي رُؤُسِهمُ التُّرابَ، وَ لَطمُوا الْخُدودَ وَ شَقُّوا الْجُيوبَ، وَ قامَ الصِّياحُ» آن ويرانه از ناله اسيران يك پارچه گريه شد. دختر بيهوش افتاده بود و مخدّرات در خروش بر سر مي زدند و به سينه می كوبيدند خاك بر سر مي كردند گريبان مي دريدند، كه صداي ايشان در قصر به گوش يزيد رسيد. طاهر بن عبدالله دمشقي گويد: سر يزيد روي زانوي من بود. سر پسر فاطمه هم در ميان طشت بود، همين كه شيون از خرابه بلند شد، ديدم سرپوش از طبق به كنار رفت، سر بلند شد تا نزديك بام قصر، به صوت بلند فرمود:«أُخْتي سَكِّتي اِبْنَتي» «خواهرم زينب، دخترم را ساكت كن». طاهر گويد:ديدم آن سر برگشت رو به يزيد كرد و فرمود: يا يزيد، من با تو چه كرده بودم، كه مرا كشتي و عيالم را اسير كردي؟! يزيد از اين ندا و از آن صدا سر برداشت، پرسيد: طاهر چه خبر است؟ گفتم: نمي دانم در خرابه چه اتّفاق افتاده ولي ديدم سر مبارك حسين را كه از طشت بلند شد و چنين گفت.  آن ملعون گفت: سر پدرش را برای او ببريد تا آرام گيرد. آن سر مطهّر را در طشت نهادند و رو به خرابه آوردند.... . 🔲ورود به قطعه ای از بهشت با کانال ┄┅═══✼☀✼═══┅┄ 🆔 @mashhad_emamreza