3- در راستای تحقق انقلاب اسلامی در تاریخی دیگر یعنی در تاریخی غیر از تاریخ فرهنگ غربی، یک فهمِ جدید است که به میان آمده است. فهمی که با صداقت و سادگی و ایثار و تواضع همراه است. و فهمِ این تاریخ جدید ما را هماهنگ با ارادهی الهی میکند. کاری که شهداء با شعور خاص خود آن هماهنگی را تا نهایت آن انجام دادند.
4- رازگونهبودنِ حرکت شهداء، چیزی نیست که به راحتی بیان شود، هیچوقت هم به طور کامل روشن نمیشود. ولی احساس ما نسبت به آن حرکتِ رازگونه میتواند دائمی باشد، البته اگر گرفتار روزمرّگی نگردیم.
5- آیا از خود پرسیدهایم که خداوند چه ظرفیتی از این زمانه بر نایب مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» شناساند که او دست به اقدامی اینچنین بزرگ زد که در اثر آن عدهای از حکیمترین جوانان جامعه شهید و خانوادههای آنها سختْ بی سر و سامان شدند؟ آیا خداوند در شهداء و خانوادهی آنها، ظرفیتِ تحقق تاریخ دیگری را دید؟
6- تحقق صُوَرِ تاریخی بیش از آنکه محصول کوشش و یافتِ آدمی باشد، بخشش و عطیهی حضرت حق است و از طرف او حواله میشود و شهداء با راهی که در مقابل ما قرار دادند، پیشاپیش ما را آمادهی درک آن حوالت تاریخی کردند.
7- این سؤال همیشه باید مدّ نظر ما باشد که چگونه خود را نسبت به هویتی که شهداء در مقابل ما گشودند، آماده نگه داریم. در این مورد خوب است به موارد زیر توجه شود:
الف- متوجه شویم نوری از انقلاب اسلامی، شهید را در بر گرفته و شهادت، عطیهی الهی به او بود و او اجابت کرد.
ب – توجه خود را به سوی آن نور از دست ندهیم تا حجابِ بینِ ما و نور انقلاب همچنان رقیق بماند و روز به روز زلالتر شود تا روز به روز به شهید نزدیکتر بگردیم.
ج- به عواملی که موجب غفلت از نور انقلاب اسلامی میشود و ما را گرفتار روزمرّگیها میکند، دامن نزنیم.
د- رهبری انقلاب را که منوّر به نور اصلی انقلاب است، متذکر آن نور بدانیم و دائم نسبت به رهنمودهای او فکر کنیم.
8- شهید در هر تاریخی معنای دیگری از زندگی را به عالَم و آدم متذکر میشود و بهترین استفاده از شهید آن است که معنایی که او از زندگی نشان داده است را حفظ کنیم و همهی ابعاد زندگی را – اعم از تحصیل و کسب و کار- در متن آن معنایی که شهید در مقابل ما قرار داده است، معنا کنیم.
9- تنها در گذرِ زمان است که اهمیت تاریخیِ یک رخداد ظهور میکند و حالِ امروز ما را مورد خطاب قرار میدهد که چگونه باید باشیم این وقتی است که آن رخداد را در آینهی آینده بنگریم و فکر کنیم خداوند چه چیزی را در آن رخداد اراده کرده است.
10- آنکس که امکان آن را پیش میآورد و خود را مهیا میسازد تا چیزی به او گفته شود، تنها آنکس واقعاً فتوح و گشایش دارد. و این حرف اصلیِ معنای تذکر به شهید و شهادت است.
11- حضور تاریخی شهید حججی توجهی شد نسبت به «در برگرفتگیِ» جدیدی که در انقلاب اسلامی رخ داد، انسانها آن، در برگرفتگیِ تاریخی را که از طریق انقلاب اسلامی در برگرفتهشده بودند با آن شهید روشنتر احساس کردند، احساس شأنی جدید از تاریخی که با انقلاب اسلامی به میان آمد و رجوع به حقیقتِ ماوراء عالَم محسوس را در عالم جاری کرد.
ما با این احساس، ما میشویم و سرآغازِ ما در این تاریخ، همان احساسِ در برگرفتگیِ انقلاب اسلامی است و از این طریق یعنی از توجه به این دربرگرفتگی، شخصیت دیگری از خود را وارد این تاریخ میکنیم و یا بگو این دربرگرفتگی ما را با شخصیت خاصی وارد تاریخ مینماید. در این شرایط است که مفاهیم رسمی برای توصیف آن رسا نیست. آن مفاهیم مربوط به شرایطی بود که ما خود را با آن معنا کرده بودیم، نه آنکه منتظر بمانیم تا معنی حقیقت دورانمان به سوی ما بیاید. و از آن مهمتر آنچه فکر میکردیم که نزدیکترین عامل به انقلاب اسلامی است یعنی مادهای که انقلاب اسلامی را بهوجود آورد مثل تظاهرات و فعالیتهای سیاسی، حال متوجه میشویم نزدیکترین واقعیت انقلاب اسلامی به ما همان روح قدسی است که ما را در بر گرفته است.
12- ما در سوریه حضور تاریخیِ خودمان را، خودمان انتخاب کردیم چون طعم حضور تاریخی را به نحوی از قبل شناخته بودیم.