داستانک های کوتاه از زندگی حضرت صلی الله علیه و اله موضوع: دوستی و مهربانی (2) 🌸پرواز چشم مسجد پُر پُر بود. پیامبر به تنه نخلی که در میان مسجد بود، تکیه داده بود و برای مردم سخنرانی می کرد. مردم دور تا دورش نشسته بودند و با شور و شوق، به حرف هایش گوش می کردند. 💐🌼🌻🌸🥀🌺 حرف هایش مثل باران بهاری، لطیف و روان بود. صورتش را هنگام صحبت، به همه سو می گرداند و به همه حاضران نگاه می کرد. به پیرمردها، میان سال ها، جوانان و حتی کودکان، پرنده سبک بال نگاهش در فضای آرام مسجد پر می کشید. به همه جا سر می زد و در آشیانه چشمان یاران، مهمان می شد. 🌻🌸🥀🌺🌷🌹 💠منبع:کتاب گل صدبرگ: داستان های شیرین پیامبر مهربانی برای کودکان و نوجوانان سید محمد مهاجرانی ┏━━━🍃🍂━━━┓ 📲 @mehman_kochak ┗━━━🍂🍃━━━┛