🔸بسم الله الرحمن الرحیم 🔸 🔸خدایا تو قلب مرا می خری؟🔸 دلم را سپردم به بنگاه دنيا و هي آگهي دادم اينجا و آنجا و هر روز براي دلم مشتري آمد و رفت و هي اين و آن سرسري آمد و رفت * ولي هيچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد دلم قفل بود کسي قفل قلب مرا وا نکرد * يکي گفت: چرا اين اتاق پر از دود و آه است يکي گفت: چه ديوارهايش سياه است يکي گفت: چرا نور اينجا کم است و آن ديگري گفت: و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است * و رفتند و بعدش دلم ماند بي مشتري ومن تازه آن وقت گفتم: خدايا تو قلب مرا مي خري؟ * و فرداي آن روز خدا آمد و توي قلبم نشست و در را به روي همه پشت خود بست * و من روي آن در نوشتم: ببخشيد، ديگر براي شما جا نداريم از اين پس به جز او کسي را نداريم.