#سرمشق(۲)
#حاجآقاقرائتی
من در اتاق یڪ رئیسے رفتم کار داشتم ،تا در را باز کردم دیدم یڪ
#دخــترے حالا یا دختر یا خانم ،خیلے زیبا است...
داخل اتاق رئیس رفتم گفتم :
شمابا این خانم
#محـــرم هستی🤔؟
گفت:نه!
گفتم:چطور با یڪ دختر به این زیبایے تو در یڪ اتاق هستے و در هم بسته است😕؟
️گفت:آخر ما
#حزباللهے هستیم...
گفتم:خوشا به حالت که اینقدر به خودت خاطرت جمع است.
#حضــــــــرتامیــــر به زن هاے
#جوان سلام نمیکرد
گفتند :یاعــــلے ،رسول خدا سلام میکند تو چرا سلام نمے کنے ؟
گفت:رسول خدا سے سال از من بزرگتر بود...
من سے سال جوان هستم
مے ترسم به یڪ زن جوان سلام کنم ،یڪ جواب گرمے به من بدهد ،
#دل علے بلرزد🥀....
گفتم:دل علے میلرزد
تو خاطرت جمع است ؟؟؟
⚠️بعضے ها خودشان را از امیر المومنین حزب اللهے تر میدانند💔...
داستان دلنشین منبر
@membariha313