روضه
با اینکه ابی عبدالله علیهالسلام میدانست که به شهادت میرسد، به کربلا آمد. برای همین بود که وقتی کاروان اباعبدالله علیهالسلام به آن سرزمین رسید، امام پرسید: نام این سرزمین چیست؟ گفتند: طف (ساحل فرات) امام فرمود: آیا نام دیگری دارد؟ عرض کردند: آن را «کربلا» میخوانند.
امام فرمود: «أعوذ بالله مِنَ الکرب و البلاء»[۱۶]، سپس فرمود: ههنا مَناخُ رِکابنا و مَحَط رِحالِنا و مسفَکِ دِمائنا ...[۱۷] همین جا محل بارهای ما و مکان اقامت ما و محل ریختن خون ما است و همین جا جایگاه قبرهای ما است و جدم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله این چنین به من خبر داده است. نمیدانم وقتی اهل بیت امام حسین علیهمالسلام این جمله را شنیدند، چه کارکردند؛ با چه امیدی از ناقهها پیاده شدند، فقط میتوانم بگویم که غم خاصی بر دل زینب علیهاالسلام نشست و دوست نداشت در این سرزمین بماند.
من نمیآیم برون از محملم
چون گرفته، ای حسین جان این دلم
آخر ای نور دل اهل یقین
من چگونه پا نهم بر این زمین
از مدینه تا به مکه تاکنون
همچو شمع آب گشتم از درون
این زمین آتش به دل افکنده است
آنچه بر لب نآید اینجا خنده است
خاک اینجا بوی ماتم میدهد
بوی هجران، بویی از غم میدهد
ترسم این خاک پر از درد و مِحَن
در بغل گیرد تنت را بی کفن
آری، برای زینب عادت به کربلا سخت بود و ماندن در این زمین دردآور بود و دوست داشتنی نبود. نمیدانم چه شد که روز یازدهم محرم حرفش تغییر کرد و میگفت: من را از کربلا نبرید. حسین ...
ساربانا مزنید این همه آواز رحیل
آخر این قافله را قافله سالاری است
مبَریدم که در این دشت مرا کاری است
گل اگر نیست ولی صفحه گلزاری است
آخر این جا بدن زخمی حسینم زیر آفتاب است! هنوز پیکر عزیزم دفن نشده... این جا پیکر بیدست عباسم افتاده... قنداقه خونین علیاصغرم اینجاست... تن اربا اربای علی اکبرم ....
همه صدا بزنید مظلوم حسین ...
چون چاره نیست میروم و میگذارمت
ای پاره پاره تن به خدا می سپارمت
[۱]. جامع الاخبار، ص۷۶.
[۲]. بحار، ج۸۲، ص۳۷.
[۳]. بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۷۳.
[۴] . ارشاد مفید، ص۲۴۵.
[۵] . در مورد نامگذاری ابی عبد الله تحلیلهای متفاوتی وجود دارد. برخی قائلند ایشان فرزندی به نام عبدالله رضیع داشته است. یکی دیگر از تحلیلها اینست که بعضی اوقات کنیه را با یکی از اوصاف برجسته شخص ترکیب میکنند؛ مانند ابو الخیرات و ابو الاحسان و ... برترین و برجستهترین صفت امام حسین علیهالسلام از میان اوصاف و کمالات حمیدهاش همان عبودیت اوست. از آن جهت به ایشان ابا عبدالله گفتند. ایشان عبادت و پرستش ویژهای داشت و برخی قائلند چون ایشان باعث شدند دین خدا در روی زمین باقی بماند و مردم خدا را عبادت کنند، به ایشان ابا عبدالله می گویند.
[۶]. اقبال الاعمال، نشر اسلامیه، ص۳۴۹.
[۷]. نحل/۲۳.
[۸] . تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۵۷، ح ۱۵.
[۹] . الاحتجاج طبرسی، ص ۸۸ و۸۹، کشف الغمه، ج۲، ص۳۰.
[۱۰] .اعیان الشیعه، ج ۱، ص۵۸۸.
.[۱۱]صحیفه نور، ج ۳، ص۱۵۶.
.[۱۲] صحیفه نور، ج ۱۶، ص۲۰۹
[۱۳]. صحیفه نور، ج ۱۶، ص۲۱۰.
[۱۴]. صحیفه نور، ج ۹، ص۲۰۱.
[۱۵]. شهید مطهری، حماسه حسینی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۴۵.
[۱۶]. نفس المهموم شیخ عباس قمی، ترجمه نظری منفرد، ص۲۵۷.
[۱۷]. لهوف عربی نسخه اصلی ص ۹۶ و ابی مخنف، ترجمه سید علی موسوی جزایری، ص۱۷۰.