"بحثی درباره ی یک وزن عروضی" "بازنشر" رکن "فاعلاتُ" با ترکیب هجایی (_U_U) از ارکان عروضی است که در شعر کهن کاربردی  اندک داشته است. از نظر آوایی با وجود تعداد هجاهای کوتاه و بلند مساوی، این رکن، برعکس "مفاعلن/  U_U_" است. هجای بلند پایانی مفاعلن، سبب شده، پس از پایان رکن عروضی، مخاطب در شعر مکثی محسوس را تجربه کند؛ اما در رکن فاعلاتُ، هجای کوتاه پایانی، سبب اتصال سریع تر رکن ها، در اوزانی می شود که از این رکن ساخته می شوند. شاید پیوستگی حاصل از این ساخت، یکی از دلایلی بوده که شاعران نیمایی  به قابلیت های این وزن در کوتاه و بلند شدن سطرها توجه کرده اند؛ به طوری که پس از رکن های اصلی و پرکاربرد سازنده ی وزن های نیمایی چون: "مفاعیلن"، "فاعلاتن"، "فعلاتن"، "مفعول فاعلن" و "مستفعلن"، این رکن از دهه ی چهل به بعد، در جایگاه یکی از رکن های اصلی اوزان نیمایی، نمودی بارز یافته است و در اشعار شاعرانی چون: مشیری، منزوی و دیگران؛ نمونه هایی از آن تجربه شده است. در میان نیمایی سرایان، البته بیشترین تشخص این رکن عروضی، در سروده های قیصر امین پور دیده می شود؛ او برخی از شعرهای شاخص اش را در این وزن سروده و به تبع او، این گونه به سنت شعر نیمایی انقلاب راه یافته است: دردهای من/ جامه نیستند/ تا ز تن بر آورم... * غنچه با دلی گرفته گفت/ زندگی/ لب ز خنده بستن است... * ...پیش از آن که فکر می کنی/ لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود/ ای دریغ و حسرت همیشگی/ ناگهان چقدر زود دیر می شود آنچه درباره ی رکن "فاعلاتُ" گفتیم؛ موید قابلیت این گونه با کوتاه و بلند شدن سطرهای شعر نیمایی است؛ اما همین ویژگی، در شعر کهن (با تاکید بر تساوی سطرها) به یک آسیب تبدیل شده است. شاید به دلیل همین ویژگی رکن "فاعلاتُ" بوده که شاعران کهن، از آن در سطرهای کوتاه تر و با تکرار رکن های "فاعلاتُ فع" یا "فاعلاتُ فاعلن" بهره برده اند. چون فیض کاشانی(۱) در غزلی با مطلع زیر: بر در تو من، رو به خاک عجز؛ گریه می کنم، ای اِله من ظلم کرده ام، جور کرده ام، پرده ای بکش، بر گناه من در دوران معاصر به موازات شعر نیمایی، شاعران سنتی به ویژه در قالب غزل، از رکن فاعلاتُ استفاده کرده اند و نمونه هایی از این اوزان را در شعر سیمین بهبهانی و ... می توان دید. اما آنچه در شعر دهه های اخیر و در کاربرد این وزن ها اهمیت دارد؛ خطای شاعران در تشخیص طول سطرهای مصراع و تبدیل وزن های با تعداد هجای متفاوت از این رکن است که بیش از همه در وزن های "فاعلاتُ فاعلاتُ فاعلاتُ فع" و "فاعلات فاعلات فاعلات فاعلن" دیده می شود. برای نمونه به چند خطای وزنی در انتخاب این وزن (در غزل پس از انقلاب) اشاره می کنیم. در نمونه ها، مصراع هایی که خطای وزنی دارند با * مشخص شده است: محمد کاظم حسینی در دفتر به دیوار دل نبند: ای چراغ در مسیر بادها شبت به خیر پای بند سنت و نمادها شبت به خیر ترک می کنم تو را به سمت آفتاب* ای من اسیر اعتیادها شبت به خیر هرچه رستم دلیر هرچه گرد بود* زخم خورده اند از شغادها شبت به خیر خون زندگی پر از عفونت است با* کهنه زخم پشت اعتمادها شبت به خیر ما فقط همیشه مشق شب نوشته ایم* در کلاس درس بی سوادها شبت به خیر پروانه نجاتی در قناری ترین آواز: عشق یعنی اوج یک محبت زلال* چند نقطه چین و بعد یک علامت سوال التهاب و اضطراب و انتظار* می رود همیشه دل* به باب افتعال برگ برگ شعر می رسد ز راه آه* جمع می شوند این همه برای اشتعال که در آن مصراع ها از ترکیب : فاعلات فاعلات فاعلات فع/ فاعلات فاعلات فاعلات فاعلن/ فاعلات فاعلات فاعلن، ساخته شده است. نمونه ی آخر غزل عاشورایی زیر از سودابه امینی است که از صفحه ی اینستای شاعر انتخاب شده است: آیه آیه آب ها به کربلا رسیده اند اینک آفتاب ها به کربلا رسیده اند جوهر تمام رودها حدیث علقمه است عاقبت شراب ها به کربلا رسیده اند... دشنه های تشنه خیمه خیمه خون شدند* خواب ها، سراب ها به کربلا رسیده اند کربلا به کربلا رسید و آب آب شد با خجالت آب ها به کربلا رسیده اند صفحه ی نخست این کتاب یا علی و فاطمه است* واژه ها، کتاب ها به کر بلا رسیده اند ذوالجناح عشق با چهل چکامه اشک* می رسد، خضاب ها به کربلا رسیده اند صورت حقیقت است و شرحه شرحه می شود قاب ها، نقاب ها به کربلا رسیده اند تیغ ها و تیرها شکسته در گلوی حق خطبه ها ،خطاب ها به کربلا رسیده اند "حر" بنا نداشت از صف یزیدیان جدا شود* با تو انتخاب ها به کربلا رسیده اند نوحه های ماه می برد مرا به نینوا گل ! بگو گلاب ها به کر بلا رسیده اند نام تو یقین که استجابت دعاست* با تو مستجاب ها به کربلا رسیده اند (۲۴ تیر ۱۳۹۸) ۱) مهدی زرقانی در کتاب چشم انداز شعر معاصر فارسی، این وزن را نوآوری قاآنی دانسته؛ حال آنکه دو سده قبل فیض کاشانی آن را به کار برده است. @mmparvizan