🌹🌹🌹جهاد تبیین با موضوع مرتبط با آیه جزء هشتم🌹🌹🌹
حدود ۷۰ درصد از جمعیت کشور متولد سال ۱۳۵۰ به بعد هستند و تقریباً هیچ تصور دقیقی از دوره پیش از انقلاب ندارند. و از طرفی ضعفهای نظام آموزشی و رسانهای موجب کماطلاعی بسیاری از جوانان کشور از گذشته ایران را رقم زده است. در چنین شرایطی تولید انبوهی از شبهات از سوی رسانههای ضدانقلاب و برخی عناصر داخلی آنها موجب تشکیک در نسل سوم و چهارم نسبت به برخی مسائل شده است. از جمله این مسائل موضوع عدالت و مقایسه آن در دوره قبل و پس از انقلاب است. درحالی که فساد و بیعدالتی نظام ستمشاهی حتی مورد اذعان خود کارگزاران آن رژیم بوده، برخی به دنبال القای مطالب خلاف واقع و به اشتباه انداختن جوانان دراین موضوع هستند. در این اینجا به چند نکته مهم در خصوص مقایسه وضعیت پیش و پس از انقلاب اسلامی در سرفصل عدالت میپردازیم:
1. از جمله بارزترین جلوههای ضدعدالت در کارنامه رژیم پهلوی، فقدان توسعه متوازن درکشور بود. حتی اگر ادعاهای برخی بزککنندگان چهره پهلوی را در خصوص توسعه دوره پهلوی و برخی دستاوردهای آن بپذیریم، یک نکته را آنها هم نمیتوانند انکار کنند که این توسعه تنها در برخی نقاط کشور از جمله چندشهر و به خصوص تهران رخ داده است. نمادهایی همچون فلان ورزشگاه یا فلان برج و یا هتل تنها در دسترس بخش محدودی از مردم کشور (آن هم از طبقات خاص) بود، بنابراین افتخار به چنین ساخت و سازهایی در حالی که بیشتر جمعیت کشور در فقدان امکانات اولیه همچون آب و برق به سر میبردند، چندان عاقلانه نیست.
2. از شاخصهایی که در مقایسه این دو دوره لازم به بررسی است، نابرابری و فاصله طبقاتی چه در حوزه ثروت و چه در حوزه دسترسی به امکانات است. در موضوع نابرابری درآمدی، شاخص «ضریب جینی» برای ارزیابی علمی محسوب میشود. در حالی که درسالهای قبل از انقلاب اسلامی شاخص ضریب جینی به عدد ۵۳/ ۰ هم میرسد که نشان از اوج گیری فاصله میان طبقه غنی و فقیر است در سالهای پس از انقلاب این عدد کاهش قابل ملاحظهای یافته، به گونهای که حتی در دورههایی که تکنوکراتها از آرمانهای انقلاب فاصله گرفتند نیز عدد ضریب جینی به مراتب کمتر است.
3. برخی این شبهه را مطرح میکنند که دستاوردهای انقلاب اسلامی از جمله پیشرفت مبتنی بر عدالت، نه دستاورد نظام سیاسی، بلکه دستاورد زمان است؛ به این معنا که اینها نتیجه طبیعی گذشت ۴۰ سال است و اگر رژیم پهلوی بر سر کار میماند همین روند را طی میکرد. در حالی که چنین نیست و اتفاقاً رژیم پهلوی تا آخرین روزی که بر سر کار بود روندی مغایر این مسیر را طی کرد. شاه تنها در مقطعی به سفارش امریکاییها اقدامات اصلاحی، آن هم تنها در برخی از مناطق کشور در دستور کار قرار داد و در مقابل، حجم عظیم درآمدهای سرشار نفتی را به مصارف دربار و ریختوپاشهای رژیم مصروف ساخت. اصولاً در قاموس توسعه پهلوی، مستضعفین جایگاهی نداشتند که قرار باشد روزی به آنها رسیدگی شود.