عباسم ببین که تنها موندم فاتحه ی خیمه هارو خوندم چشم خوردی کاش تورو میپوشوندم پاشو از خاکا ببین عدو جری شده واسه قتل من ببین چه محشری شده ای کوه غیرت مگه نمیشنوی عدو با طعنه میگه این چه برادری شده دردای تو مال من بنگر که به حال من دشمن داره میخنده پاشو تکیه گاه من ماه خیمه گاه من خیمه واست دلتنگه میمیرم نرو نرو عباسم اصن به این فکر کردی چی میشه اگه که برنگردی باغیرت بیا بازم کن مردی چشماشون خیره ست به خیمه ی مخدرات با چه دلی تیر و دربیارم از چشات شیر صفینم حریف تو کسی نبود حالا که خوردی زمین رجز خونن برات پاشو تا بریم عقب انقد از روی ادب نکش بازو رو خاکا تیرو به چشت زدن میدونم چشمت زدن کشتن تورو ناپاکا میمیرم نرو نرو @mohamadalirezaie