ارسالی مخاطب:: سلام آقای محمدی یه رفیق من داشتم پسر خیلیی خوب و زرنگ المپیادی و معدل الف مهندسی مکانیک یکی از بهترین دانشگاه های کشور . این آقا با دختر خانمی که اوشونم دانشجوی مامایی بودن ۳ سال در ارتباط بودن . ایقدر رابطشون جدی بود که حتی یه سری کار های ازدواجشونم کرده بودن .یعنی از آشنایی خانواده ها و حتی آزمایش و .. کلا این دو نفر نماد عشق و .. بین همه ما بودن . اماااا یک روز دختر بی هوا عقد کرد . دقیقاااا فردای روزی که باهم ۴ ساعت بیرون بودن . حتییی خانواده دختر به پسرررر یه خبرم نداده بوددنن. آقای داماد رییس کارخونه بودن . متاسفانه رفیق ما با معدل ۱۹ و رتبه المپیاد از دانشگاه انصراف داد . و در این حد از نظر روانی افسردگی گرفت که حتی سربازی هم معافش کردن.