🤐حکایت آن روزهای شهید مدرس، حکایت این روزهای استخدام گسترده ی جوانان و رقاصان ستادهای انتخاباتی حسن روحانی آنهم نه بعنوان کارمند عادی بلکه استخدام جوانان فاقد تجربه و صرفا مجلس انتخاباتی گرم کن بعنوان بخشدار و فرماندار میباشد. 😈
حالا جوانان متعهد و متخصص کشور که پشت دربهای استخدامی دولت گیر کرده اند خود را بعنوان یک اراذل و منافق و رقاصه و دارای فساد اخلاقی معرفی کنند خواهند دید براحتی بخشدار، فرماندار، استاندار یا حتی معاون وزیر خواهند شد.
وقتی ارزشها تغییر کنند عوضی ها ارزشی میشوند.
و اما حکایت؛
یك روز طلبهای نزد مدرس آمد و در نامهای نوشته بود: اجازه بفرمایید در وزارت معارف به عنوان معلم استخدام شوم. مدرس روی یك قطعه كاغذ نوشت:
آقای وزیر معارف! حامل نامه، یكی از دزدان و قصد همكاری با شما را دارد. گردنهای به وی واگذار كنید.
طلبه، نامه را گرفت و رفت. پس از چند لحظه خجالت زده بازگشت و گفت: آقا! چه بدی از من دیدهاید؟ اگر كسی به شما چیزی گفته، دروغ گفته است. مدرس جواب داد: اگر بگویم كه تو شخص فاضل و متدینی هستی، تو را راه نمیدهند. برو و نامه را ببر.
او مجدداً نامه را برد و فردای آن روز خدمت مدرس رسید و گفت: آقا! استخدام شدم و مدیریت یك مدرسه را هم به من دادهاند.
پ ن: تصویر یکی از اعضای ستاد روحانی که نسبت به فحشای ستادهای انتخاباتی او و استفاده از جاذبه ی جنسی برای رای آوری در ستادهای او یک سوتین بنفش را در دست گرفت...
حالا همان اعضای ستادها قرار است بخشدار و فرماندار ایران شوند!
@RaheMirza