ای مرقد نورانی تو خانه خورشید از هر شبکه پنجره ات روزن امید
من درد دلم با کسی ابراز نـکردم من سفره دل پیش کسی بازنکردم
میدانی ودانم که بدی دارم وپستم بیرون مکن ازخانه که مهمان توهستم
بر ما تو امیدی تو پناهی تو مرادی هم باب مرادی تو و هم باب جوادی
حـرفهای مـرا بـر سر کوی تو حواله آمـد ز در خـانه گدای همه ساله
من آمـده ام بر در تـو سر بسـپارم من جای دگر جز در این خانه ندارم
یاضامن آهو یاضامن آهو