+ بندر عباس یک جلسه بود برای ثبت نام و اعزام نیرو به جبهه های مقاومت!
جلسه دیروقت تمام شد و قرار شد که حاج قاسم سلیمانی شب را بمانند!
خانه ما شد پر از نور حضور حاج قاسم.
چون دیر وقت بود، من یک پذیرایی مختصری کردم و بعد هم رخت خواب آوردم تا سردار بخوابد.
حاج قاسم نگاهی به تشک و پتو کردند.
سری تکان دادند و گفتند:
_اینا چیه! یعنی من روی تشک و پتوی گرم و نرم بخوابم؟ شما اینا رو جمع کنید. من روی زمین میخوابم. همین بالش کافیه!...(:
شهید سپهبد قاسم سلیمانی|
#سردار_دلها❤️