🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#تواب💗
#پارت۱۱۹
وارد اتاق شدیم مبل تک نفره ای گوشه ی اتاق بود که با بفرمایید دختر حاجی به طرفش رفتم خودش هم کمی آن طرف تر روی صندلی نشست.
منتظر نشسته بودم
نمی دونستم چی باید بگم که با سوال دختر حاجی جا خوردم
_آقا محمد میشه بگید چرا من رو انتخاب کردید؟
اول شوکه شدم و فقط نگاه کردم ولی جدیت دختر حاجی نشون میداد سوالش رو الکی نپرسیده
منم دلم میخواست همین فکر رو بکن پس جوابش رو با جون دلم دادم
_تو زندگیم مادرم یه زن پاک و مومن بود
تا وقتی پدر و مادرم بودن من تو دامنش جوری بزرگ شدم که الان راحت متوجه ی حجب و حیای شما ؛ آرامشی که به اطرافیانتون انتقال میدید میشم.
شاید دلیل مهمش آرامش شما بود.
_ولی من یه بچه دارم!
_من سعی میکنم اول پدر روجا باشم بعد همسر شما!
من اول پدر بودن رو تمرین میکنم بعد همسرداری...
من روجا رو مثل دخترم دوست دارم
تلاش میکنم روجا هم بتونه مثل یک پدر به من تکیه کنه...
من خودم یتیم بزرگ شدم کمبود و نداشتن پدر و مادر رو خوب میدونم
تلاش خودم رو میکنم که روجا این کمبود رو احساس نکنه
ولی همه ی این مواردی که گفتم اول اجازه ی شمارو میخواد که من رو به حریم خودتون و دخترتون راه بدید.
بعد از اجازه ی شما هست که من میتونم خودم رو ثابت کنم.
_یعنی برای شما فردا روزی مشکلی پیش نمیاد که من یه بچه دارم و یه زندگی و همسری...
ولی شما هنوز ازدواج نکردید حتما موقعیت های بهتری میتونید پیدا کنید.
#ڪپۍباذکرصلواتهدیہبہشھیدمجیدبندرۍ
@mojaradan
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸