مایه‌کوبی به سبک پهلوی مایه‌کوبی، به معنای تزریق واکسن برای پیشگیری از بیماری‌ها، به سبک سنتی مدت‌ها در ایران متداول بود، اما به شکل مدرن خود از دوره قاجار و به‌ویژه با تلاش‌های امیرکبیر برای ریشه‌کن کردن بیماری‌های واگیردار رواج یافت. بااین‌حال در دوران سلطنت پهلوی اول، این اصطلاح بار معنایی مثبت خود را از دست داد و به نامی دهشتناک در میان ایرانیان تبدیل شد. در دوره حکمرانی پهلوی اول، کارگزاران مختلفی نقش‌آفرینی کردند، اما شاه نزدیک‌ترین و وفادارترین آنها را انتخاب و از آنها در شرایط تهدید به نفع بقای خود استفاده کرد؛ افرادی مانند سرهنگ درگاهی، رکن‌الدین مختاری و پزشک احمدی در این دستگاه‌ها نقشی بی‌بدیل یافتند. سرهنگ محمدخان درگاهی معروف به «چاقو» هر چه رضاخان اراده می‌کرد انجام می‌داد؛ از پرونده‌سازی برای اشخاص یا به زندان انداختن افراد بی‌گناه حتی ترور آزادی‌خواهان بی‌گناه در اختیار او بود. به همین جهت، سردار سپه از همان ابتدا با اتخاذ سیاست ایجاد رعب در میان مخالفان و عامه مردم جامعه و سیاست تحبیب با کسانی که به او کرنش می‌کردند زمینه را نه تنها برای ریاست‌وزرایی خود فراهم کرد، بلکه این رویکرد جاده صاف‌کن او برای رسیدن به مقام شخص اول کشور شد.   بعد از درگاهی نوبت به مختاری رسید تا وظیفه حذف مخالفان سیاسی را برعهده گیرد. سرپاس رکن‌الدین مختاری در فاصله سال‌های 1320 تا 1313 رئیس شهربانی بود. او به درستی چهره‌ای ژانوسی داشت؛ از طرفی نوازنده قهار ویولون بود و از طرف دیگر روزها در نظمیه به شکل افسری جدی و خشن نمایان می‌شد و برخی حتی بر این اعتقاد بودند که رسیدن رضاشاه به چنان قدرتی در سایه تلاش‌های چنین افرادی بود. در مدت ریاست او «چندین هزار نفر مظلوم تنها در زندان قصر جان سپردند. جنایات و آدم‌کشی‌های او و فجایع عمال نظمیهِ مختاری را تاریخ جنایی دنیا از یاد نخواهد برد.» در کنار مختاری، فرد دیگری به نام احمد احمدی قرار داشت که در دوران ریاست سرتیپ آیرم در شهربانی وارد این تشکیلات شد و بعدها به پزشک احمدی شهرت یافت. او عامل اصلی به‌کارگیری روش مایه‌کوبی و به تعبیر بهتر تزریق آمپول برای کشتن مخالفان سیاسی بود و هر زمان نامش به میان می‌آمد پای زندانیان سیاسی سست می‌شد؛ چرا که نام احمدی با مرگ یکسان بود و عموما بالای سر زندانیانی حاضر می‌شد که زنده بودنشان دیگر به مصلحت نبود و با قرار گرفتن در فهرست سیاه رضاخان باید به وسیله آمپول هوا حذف می‌شدند. به‌کارگیری این سیاست چنان متداول بود که حتی نویسندگانی خارج از ایران نیز بعد از تبعید رضاشاه در آثار خود به آن اشاره کرده‌اند.   به تعبیر آنها گفته می‌شد در نزدیکی تهران دژی وجود داشت که در گذشته محل سکونت خاندان قاجار بود و در دوره پهلوی اول به زندان سیاسی تبدیل شد. در این دوره زندانیان سیاسی در ایران محاکمه نمی‌شوند و لازمه محکومیت وقوع جرم نیست؛ چنانچه مرگ آنها حتمی تشخیص داده شود، ضرورت ندارد تیرباران یا اعدام شوند، بلکه روش مسموم کردن خاصی که مطرودین و زندانیان سیاسی آن را «مایه‌کوبی پهلوی» می‌نامند علیه‌شان به کار گرفته می‌شود. کافی است با انداختن یک حب زهر در فنجان قهوه در یک روز بسیار زیبا و روشن، متهم تا ابد در زیر خاک به سر برد. در این وقت روزنامه‌نگاران مجازند مرگ متهم را در اثر حمله قلبی اعلام کنند.   افراد بسیاری با استفاده از روش تزریق آمپول و به تعبیر زندانیان سیاسی آن زمان مایه‌کوبی از بین رفتند. بسیاری از این افراد زمانی از نزدیک‌ترین همراهان رضاخان بودند؛ چرا که شاه به‌سرعت نزدیکان قدرتمند خود را به مثابه رقیبی می‌دید که برای تداوم یکه‌تازی‌اش در سپهر سیاست ایران خطرناک به‌شمار می‌آمدند.  بعد از شهریور 1320، برخی از عاملان اصلی به‌کارگیری روش مایه‌کوبی و قتل زندانیان سیاسی با استفاده از آمپول هوا دستگیر شدند. بسیاری از آنها از جمله پزشک احمدی پیش از آنکه بالای دار رود فریاد زد که او تنها مجری اوامر شاه بوده و خود گناهی نداشته است. هرچند این جمله توجیهی برای بی‌گناهی او نیست، نشان می‌دهد که در حقیقت افرادی مانند او تنها وسیله‌ای برای قتل مخالفان سیاسی بودند و بدون شک مهره اصلی کسی نبود جز رضاخان؛ مستبدی که در نیمه دوم سال‌های حکمرانی به نزدیک‌ترین یاران خود نیز رحم نکرد و با به‌کارگیری شیوه‌های مختلف به دنبال تثبیت قدرت بود. در این میان روش‌های سرکوب مدرن مانند مایه‌کوبی بی‌تأثیر نبود و در عرصه داخلی نقش مهمی در تحکیم رژیم استبدادی پدر و انتقال آن به پسر ایفا کرد. منبع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران iichs ir/News-8213/ . 🍃🍃🍃🍂 ... http://eitaa.com/mojekhabar1400