🔻به نیکان نیکی کن و به بدان بدی مکن
بخش پنجم:
پیرمرد هم نامه را به او داد و وزیر شاد و خندان به نزد خزانهدار رفت و نامه را به خزانه دار داد. خزانهدار نامه را باز کرد و خواند و فریاد زد جلاد!
جلاد حاضر شد و به دستور پادشاه وزیر را اعدام کردند و دستور او اجرا شد. به شاه اطلاع دادند وزیر اعدام شده و شاه جلاد را فراخواند و از او بازخواست کرد. خزانهدار گفت ای قبله عالم! در نامه خود شما چنین دستور دادهبودید.
پادشاه دستور به احضار پیرمرد داد و اول از او پرسید چرا هنگام صحبت کردنمان جلوی صورتت را پوشاندهبودی؟
پیرمرد در پاسخ داستان سیر خوردن در خانه وزیر را برای پادشاه حکایت کرد و گفت نمیخواسته بوی سیر پادشاه را آزرده کند. پادشاه بعد از شنیدن ماجرا به پیرمرد گفت حق با تو بود. با بد نباید بد کرد چون بد بودن آنها برایشان کافی است. بد نهاد بودن وزیر دیدی چگونه سبب نابودی او شد!؟
🔻🔺🔻🔺🔻🔺
📚 افسانه های کوردی
#داستان
#نیکان
#بدان
👳
@mollanasreddin 👳