هدایت شده از شعر مذهبی جوان( صله از دست تو مولای غریب )
با پدر مهربان صاحب شب های قدر ولیعصر (ارواح المومنین له الفداء) نمی گویم که چون"خوبم"کجایی؟ به درمان من "بد"😔کی میایی؟ امید دست های پینه بسته پناه بی پناهان شکسته صدای مادرت زهرا می آید صدای گریه مولا می آید ندای غربتی از تشت خونین نوای العطش از دشت خونین گناهانم اسیرت کرده آقا غم فرزند پیرت کرده آقا😔 اگر طردم کنی،،،جایی ندارم کنیزم جز تو آقایی ندارم چه بسیارند جمع عاشقانت چه نیکو شعر گفته شاعرانت میان این همه خیل گرفتار دل پرخون ما رانیز بردار اگرچه ارج و قربی هم ندارد به جز اشکی که بر یاری ببارد😭 ⛅️⛅️⛅️⛅️⛅️⛅️⛅️⛅️ هزاران کار بر روی زمین است چرا آقا ترین،تنها ترین است؟؟ میان مدعی های دروغین میاید "عشق" تا احیا شود "دین" که صد ها سال فرق او شکسته است و دستش را زمین با کینه بسته است و صدها سال در گودال خونین کسی انگار بر سینه نشسته است و صدها سال ازین ظلم و فسادی که حاکم بر جهان بوده است ،خسته است فدای زخم های غربت تو کجا؟پس کی می آید دولت تو شب قدر است،امضا کن که باشند کمی بهتر ز حالا،رعیت تو دعا کن گرچه شرم _آورترینم نباشم بیش از اینها زحمت تو اگر جایی برای توبه مانده بگیرد دست ما را رحمت تو اگر هم ناامیدی لطف فرما بلاگردان شوم از طلعت تو شهادت آرزوی عاشقان است اگر چه در زمان "رجعت"تو☀️ 🌤🌤🌤🌤🌤🌤🌤🌤 شب قدر است امضا کن برایم عبودیت؛خلوص و ...کربلایم "ندامت نامه ام را خواندی آقا؟"😔 برسد به دست مهربان ترین در صورت تمایل در شب های قدر👉نشر دهید @fkpoem شعر شماره 16 زمان شعر خرداد 96(رمضان 1437)