🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇
💠 نهج البلاغه و شرح آن # خطبه ۲۹ # جلسه ۷۳ # بخش ۱
امیرالمؤمنین علیهالسلام در این خطبه می فرمایند :
🍃 أَيُّهَا النَّاسُ الْمُجْتَمِعَةُ أَبْدَانُهُمْ الْمُخْتَلِفَةُ أَهْوَاؤُهُمْ كَلاَمُكُمْ يُوهِي الصُّمَّ الصِّلاَبَ وَ فِعْلُكُمْ يُطْمِعُ فِيكُمُ الْأَعْدَاءَ تَقُولُونَ فِي الْمَجَالِسِ كَيْتَ وَ كَيْتَ فَإِذَا جَاءَ الْقِتَالُ قُلْتُمْ حِيدِي حَيَادِ! مَا عَزَّتْ دَعْوَةُ مَنْ دَعَاكُمْ وَ لاَ اسْتَرَاحَ قَلْبُ مَنْ قَاسَاكُمْ أَعَالِيلُ بِأَضَالِيلَ وَ سَأَلْتُمُونِي التَّطْوِيلَ دِفَاعَ ذِي الدَّيْنِ الْمَطُولِ. لاَ يَمْنَعُ الضَّيْمَ الذَّلِيلُ وَ لاَ يُدْرَكُ الْحَقُّ إِلاَّ بِالْجِدِّ أَيَّ دَارٍ بَعْدَ دَارِكُمْ تَمْنَعُونَ وَ مَعَ أَيِّ إِمَامٍ بَعْدِي تُقَاتِلُونَ الْمَغْرُورُ وَ اللَّهِ مَنْ غَرَرْتُمُوهُ وَ مَنْ فَازَ بِكُمْ فَقَدْ فَازَ وَ اللَّهِ بِالسَّهْمِ الْأَخْيَبِ وَ مَنْ رَمَى بِكُمْ فَقَدْ رَمَى بِأَفْوَقَ نَاصِلٍ. أَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ لاَ أُصَدِّقُ قَوْلَكُمْ وَ لاَ أَطْمَعُ فِي نَصْرِكُمْ وَ لاَ أُوعِدُ الْعَدُوَّ بِكُمْ مَا بَالُكُمْ مَا دَوَاؤُكُمْ مَا طِبُّكُمْ الْقَوْمُ رِجَالٌ أَمْثَالُكُمْ أَ قَوْلاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ غَفْلةً مِنْ غَيْرِ وَرَعٍ وَ طَمَعاً فِي غَيْرِ حَقٍّ.🍃
🔘 مقدمه بحث :
کلمات و جملاتی که در این خطبه به کار رفته است ، به زیبایی و شیوایی تمام است و خودِ خطبه دارای جاذبه ای تامّ است تا انسان پیگیر آن شود که این کلمات زیبا و عبارات بلیغ را حضرت در چه مناسبتی و پیرامون چه موضوعی ایراد فرمودند .
در مقدمه خطبه ، مرحوم شریف رضی ( رضوان الله تعالی علیه) ذکر کرده است که این خطبه به دنبال اولین غارت از غارات ایراد شده است . یعنی بعد از ماجرای حَکمیت .
حَکمیتی که به زور بر حضرت علی علیهالسلام تحمیل شد ، بازی مسخره ای که ابو موسی اشعری و عمروعاص در پیش گرفتند و نتیجه ای جز رسوایی نداشت و برای هیچ یک از مردم عراق و حجاز قابل قبول نبود . اینکه یکی از حَکَمین دیگری را بفریبد به این که هم علی و هم معاویه را از خلافت خلع کنیم و بعد از این حیله ، ابوموسی اشعری ، امیرالمؤمنین و معاویه هردو را خلع می کند و سپس عمروعاص معاویه را به خیال خود نصب نماید . این جریان مورد پذیرش هیچ کس نبود .
مردم به دنبال ماجرای حَکَمیت به ویژه کسانی که به امیرالمؤمنین فشار آورده بودند و این ماجرا را تحمیل کرده بودند ، دچار نوعی عذاب وجدان شدند ؛ بخصوص کسانی که بعداً به عنوان خوارج معروف شدند ، بیش از همه عذاب وجدان می کشیدند . معاویه بعد از ماجرای حَکمیت دست اندازی های خود را به بلاد عراق آغاز کرد و این به خاطر شنیدن این خبر بود که علی بن ابیطالب ، در صدد آماده کردن لشگر برای حمله به شام هستند . معاویه به خیال خود می خواست پیشدستی کند و مردم عراق را گرفتار جنگهای نامنظم در گوشه و کنار این کشور گرداند تا آنها از حمله به شام منصرف شوند . این گونه جنگها که بیشتر به قصد ارعاب و ایجاد وحشت بود ، همچنان که پیش از این گفتیم ، "غارات" نام گرفته است .
🔻اولین آنها همین بود که معاویه لشگری ۴۰۰۰ نفری را به فرماندهی شخص سفّاکی بنام ضحاک بن قیس به سمت عراق فرستاد و به او گفت به کوفه نزدیک شو و هر اندازه می توانی به مردم کوفه آسیب برسان ، دوستان علی را به قتل برسان ، اموال آنان را غارت کن و ضحاک نیز چنین کرد.
در این میان امیرالمؤمنین علیهالسلام مردم کوفه را دعوت به مقابله و دفاع از شهر و دیار خودشان و دعوت به آمادگی برای جنگ با معاویه می نمودند ؛ ولی مردم سکوت کرده و توجهی نداشتند .
اینگونه بود که چنین خطبه ای در آسیب شناسی سستی مردم کوفه و ضعف آنها از جانب حضرت ایراد شد .
🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇