و از بشیر نبال است که گفت: به حضرت باقر (علیه السلام) عرض کردم: آن ها می گویند: هرگاه مهدی (علیه السلام) قیام کند، خود به خود امور برایش درست می شود وبه قدرت یک حجامت هم خون نمی ریزد؟
فرمود: نه، سوگند به آن که جانم به دست اوست! اگر برای کسی امور خود به خود درست می شد برای پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) این امر واقع می گشت که دندان هایش خون آلود وپیشانی اش شکسته شد، نه؛ سوگند به آن که جانم در دست اوست (کار به جایی رسد که) ما وشما عرق وعلق (خون بسته شده) را از چهره پاک کنیم، ودستی به پیشانی کشید(۱۵۳).
می گویم: علق - که در متن روایت آمده - یعنی: خون، وپاک کردن عرق وخون کنایه از محنت ها ورنج ها است که باعث می شود انسان عرق کند، ویا جراحت هایی که خون ها را جاری می سازد - چنان که مجلسی (رحمة الله تعالی) ذکر کرده -.
و در کمال الدین از عیسی الخشاب روایت است که گفت: به حسین بن علی - صلوات الله علیه - عرض کردم: شما صاحب این امر هستید؟